نوازندگان تار در تاریخ موسیقی ایران

نوازندگان تار در تاریخ موسیقی ایران
  • تاریخ ایجاد: 26 مهر 1402

در این مقاله سعی داریم به معرفی نوازندگان تار در تاریخ موسیقی ایران بپردازیم.

رسول خان و جعفرخان

جعفرخان نوازنده ی تار فرزند رسول خان بود. میگویند حسام السلطنه که معروف به فاتح هرات است رسول خان را از افغانستان به تهران آورده و در دستگاه او نوازندگی می کرده است.

رسول خان به چنگی ملقب بود و در حضور ناصرالدین شاه هم نوازندگی می کرده است. بعد از او فرزندش جعفرخان از نوازندگان مورد توجه ناصرالدین شاه شد و پس از قتل آن پادشاه به استانبول مهاجرت کرد و در آن شهر درگذشت.

بیشتر بدانید : جهت شرکت در کلاس های آموزش تار کلیک کنید.

ملاحسین شیرازی

این استاد نوازنده تار در شیراز مقیم بود و شاگردانی هم تربیت کرد از جمله شاگردان او میرزا عبدالله خان مشیر معظم شیرازی، پدر ابوالحسن افشار (مشیر معظم کنونی) استاد نوازنده ی سه تار است.

میرزا عبدالوهاب یزدانی

فرزند وصال شیرازی، هنرمندی موسیقیدان و خوشنویس و شاعر بود و تار نیکو مینواخت.

میرزا غلامرضا شیرازی

از نوازندگان معروف تار و معاصرین میرزا حسینقلی بود که تار را به استادی می نواخت و مضرابی پیوسته و نرم و پنجه ای شیرین و آهنگِ سازش گرمی مخصوص داشت.

در شیراز نوازنده ی اول بود. بعدها به تهران مهاجرت و در این شهر سکونت اختیار کرد. میرزا غلامرضا از نوازندگان خوب عصر خود بود.

پنجه و مضرابش شیرین و قوی و نرم و صدای سازش بسیار مطبوع بود و هر شنونده را تحت تأثیر میگرفت. در آن زمان غالباً نوازندگان کنسرتی ترتیب می دادند و از این راه منافعی نصیبشان میشد و گاهی منافع مجالس جشن و گاردن پارتی و کنسرت را به امور خیریه تخصیص می دادند.

میرزا غلامرضا هم در باغ خود گاردن پارتی ای ترتیب داد و خود در محضر مدعوین ساز تنها نواخت و بسیار مورد توجه شنوندگان و تشویق آنها قرار گرفت و آنچه از فروش بلیط به دست آورد به هیئت عامله ی خیریه واگذارکرد. این هنرمند نیکوسرشت در ۱۲۹۹ شمسی درگذشت.

داود شیرازی

یکی از نوازندگان خوب تار بود. او از کلیمیان شیراز و خانواده ی او در شیراز همه اهل هنر و پیشه ی آنها نوازندگی بوده است. از فرزندان داود یکی به نام اسمعیل و ملقب به ساقی تار نیکو می نواخت، دیگر آقاجان که در نوازندگی ضرب استاد بود.

اسمعیل ساقی

اسمعیل در تهران متولد شد و تحصیلات خود را در مدرسه ی آلیانس فرانسه شروع کرد. تار را شیرین و دلچسب می نواخت. ابتدا نزد پدر نوازندگی تار را شروع کرد و سپس برای تکمیل آن به زمره ی شاگردان میرزا حسینقلی پیوست و نوازنده ی ماهری شد و به تأسیس کلاس مشق در منزل خود که در محله ی کلیمی های تهران واقع بود اقدام کرد و از این راه اعاشه می نمود.

اسمعیل مهرتاش از شاگردان او بوده است. اسمعیل ساقی از معاشرین شیدا و مورد علاقه ی آن استاد بود و شیدا تصنیف معروف ابوعطای خود را (به نام الاساقیا) برای او ساخته است.

یحیی زرپنجه

یحیی فرزند ربیع در حدود سال ۱۲۶۰ شمسی در تهران متولد شد. پدرش ربیع خواننده بود و دایره می نواخت پیشه ی این خانواده موسیقی بود و از این راه معیشت آنها میگذشت.

یحیی ابتدا نزد برادر بزرگش موسی که تار می نواخت به نوازندگی این ساز مشغول شد و سپس برای تکمیل این هنر به کلاس درویش خان رفت و مدتی نزد آن استاد کار کرد و در نوازندگی مهارت یافت.

یحیی از نوازندگان بنامی بود که میان کلیمیهای تهران ظهور کرد به واسطه ی استعداد و علاقه و پشتکار و نوازندگی مدام که لازمه ی حرفه ی او بود در نوازندگی مهارت بسیار یافت.

مضرابی قوی و پنجه ای سریع و جالب داشت و در سیم بم تار به خوبی کار میکرد. او برای تمرین و استحکام مضراب با سیم ضخیم و سازهای خشن به کار می پرداخت.

یحیی اطلاعش در ردیف خوب بود و از دستگاه ها، دستگاه شور را کامل تر از دیگر دستگاه ها میدانست. یحیی کلاس هم دائر نمود و شاگردانی هم تربیت کرد و صفحاتی هم از او باقی مانده است.

او در سال ۱۳۱۱ در تهران درگذشت. از میان کلیمی،ها بعد از یحیی مرتضی نی داود شهرت بسیاری پیدا کرد. یحیی برادری داشت به نام موسی زرپنجه که او هم بین کلیمیهای تهران از نوازندگان خوب تار محسوب میشد، ولی به پای برادرش یحیی نمیرسید.

او چهارده سال قبل به اسرائیل مهاجرت کرد و در سال ۱۳۴۶ شمسی در آن دیار درگذشت.

حسن آقای رشتی

فرزند ملا محمد صادق نوازنده ی زبر دست تار بود. از اوان طفولیت عشق و علاقه ی عجیبی به نوازندگی داشت. خود تاری از مقوا ساخته بود و می نواخت.

شب تا صبح تــار میزد و میگفت میخواهم خلوت داود را پیدا کنم. در نتیجه مضراب و پنجه ای قوی و سریع پیدا کرده بود.

میرزا حسینقلی زمانی که برای پر کردن صفحه به اروپا می رفت چند شب در رشت در منزل او توقف کرد.

حسن آقا که فریفته ی نوازندگی میرزا شده بود در این مدت از محضر استاد استفاده کرد و بعدها به تهران آمد و ایامی محدود از میرزا حسینقلی تعلیم گرفت.

او به قدری در فن نوازندگی و قدرت مضراب و سرعت پنجه قوی و چابک دست بود که هیچ یک از شاگردان میرزا حسینقلی قدرت و سرعت او را نداشتند و به اصطلاح تک مضراب آنها به درّآب او نمی رسید.

حسن آقا در جوانی درگذشت و اگر میماند یکی از نوابغ این هنر میباشد.

حاجی علی اکبرخان شهنازی

حاجی علی اکبر در محیطی پرورش یافت که همه اهل هنر بودند و پیوسته آهنگهای دل انگیز ساز گوش او را نوازش میکرد. پدرش هفته ای چند روز به تعلیم شاگردان فراوان خویش اشتغال داشت و غالباً اهل هنر و نوازندگان معروف به خانه ی او آمدوشد داشتند و جز نــوای ساز و آواز صدای دیگری در خانه ی آنها بلند نبود.

همین که علی اکبر به سن ده سالگی رسید، پدرش تار به دست او داد. علی اکبر به اهتمام پدر و پشتکار و علاقه ی فراوانی که به نوازندگی پیدا کرده بود به سرعت پیشرفت کرد و دوره ی ردیف کامل موسیقی را از پدر فراگرفت به طوری که در سن هیجده سالگی که استاد بی مانند و پدر مهربان و دلسوزش را از دست داد (۱۳۳۴ هجری قمری، ۱۲۹۴ شمسی)، آنچه میرزا با رنج فراوان اندوخته بود کسب کرده و موسیقیدانی استاد و نوازنده ای ماهر شده بود.

حاجی علی اکبرخان شهنازی پس از فوت پدر از ادامه ی کار هنری خویش باز نایستاد و پیوسته به کار و کوشش برای تکمیل و توسعه ی هنر خویش مشغول بود و در خدمت عموی خود میرزا عبدالله که چند سال پس از میرزا حسینقلی حیات داشت پیوسته آموخته های خویش را تکرار و تمرین و اصلاح میکرد و از تجربه و اطلاعات او بهره مند میشد.

حاجی علی اکبر شهنازی موسیقیدانی مطلع و استادی توانا و نوازنده ای زبر دست است و پنجه و مضرابش بهترین نمونه نوازندگی پدر و اکنون با این هنر و امتیاز در سراسر ایران بی نظیر است و شهرت دارد.

شهنازی در طول مدت داشتن کلاس و تربیت شاگرد فراوان در حفظ و اشاعه ی موسیقی اصیل ملی زحماتی متحمل شد و بعضی تعلیم یافتگان او نوازندگان خوبی از کار درآمدند. ولی هیچ یک به پای استاد خود نرسیده اند.

شک نیست که عواملی از قبیل محیط اجتماعی و شرایط زندگی در این هنر بی تأثیر نبوده است.

شهنازی پس از تأسیس کلاس به ساختن قطعات ضربی و آهنگ و پیش درآمد و رنگ و تصنیف همت گماشت.

پیش درآمد و رنگ و قطعاتی که می ساخت به شاگردان خویش می آموخت و در کمتر دستگاه و آوازی است که پیش درآمد و رنگ نساخته باشد. از جمله بهترین پیش درآمدهای معروفش یکی پیش درآمد شور است دیگر پیش درآمد سه گاه که هر دو از شاهکارهای هنری اوست.

نوازندگی شهنازی به سبک پدر و به همان روش گذشته است که مشخصات آن استحکام و پیوستگی مضراب و منظم بودن چپ و راست و سرعت پنجه و رعایت دقایق فنی نوازندگی است و بهترین معرف شهنازی آثار اوست که همه از استادی و شناسائی او به دقایق فنی موسیقی حکایت دارد.

همان طور که گفته شد، شهنازی در طول مدت کلاس خود شاگردانی بسیار تربیت کرد. از جمله شاگردان خوب او که در رادیو نوازندگی میکردند یکی فرهاد ارژنگی بود دیگر فرهنگ شریف.

فرهاد ارژنگی

فرزند آقای عباس رسام ارژنگی آذربایجانی شاعر و نقاش چیره دست است. او به سال ۱۳۱۸ شمسی در تهران متولد شد و پس از تحصیلات متوسطه دانشکده ی علوم را در رشته ی شیمی به پایان رسانید.

ضمناً مدت سیزده سال تحت تعلیم شهنازی به آموختن ردیف و نوازندگی تار مشغول شد و یکی از شاگردان ممتاز و پیشرفته ی استاد به شمار می آمد. دریغ است که این هنرمند با استعداد تحصیل کرده که آینده ی درخشانی در پیش داشت پس از بیست و دو سال زندگی، در سال ۱۳۴۰ شمسی درگذشت.

مرحوم ارژنگی ذوق و استعداد فراوان در امور هنری داشت نقاشی ماهر و نوازنده ای توانا و هنرمندی پرکار بود. دیگر از کارهای او نوشتن ردیفهای موسیقی است. ارژنگی آنچه آموخته بود به نت درآورد و ردیف موسیقی را، شامل هفت دستگاه در سه جلد کتاب نوشت.

فرهنگ شریف

فرزند حبیب الله شریف در سال ۱۳۱۰ شمسی در تهران متولد شد و پس از رسیدن به حد رشد، ضمن تحصیل، به موسیقی که در خاندان آنها سابقه داشت توجه کرد.

چندی نزد عبدالحسین شهنازی به نوازندگی تار مشغول شد و سپس به کلاس حاجی علی اکبرخان شهنازی روی آورد و مدت چند سال با آن استاد کار کرد و در هنر خود پیشرفت نمود و از شاگردان خوب شهنازی به شمار آمد.

او از سال ۱۳۳۵ شمسی در رادیو ایران به نوازندگی مشغول گردید و از تکنوازها در تلویزیون و رادیو بود. او مسافرتهایی به خارج از جمله اروپا و آمریکا کرده و کنسرت هایی داده و در معرفی موسیقی اصیل ایرانی منشأ اثر بوده.

او در کنسرتی که در پاریس به همراهی کمانچه ی بهاری و ضرب جمشید شمیرانی داد بسیار مورد توجه قرار گرفت.

سید احمد نکوزاد

یکی از شاگردان برجسته ی حاجی علی اکبرخان شهنازی است. پدرش فتح اله خان، مردی هنرمند و با ذوق بود و تار و نی می نواخت. فرزندان فتح الله خان به پدر تأسی کرده به نواختن این سازها اشتغال جستند.

سید احمدخان در سال ۱۳۰۴ شمسی به تهران آمد و از سال ۱۳۰۵ نزد حاجی علی اکبرخان شهنازی تا حدود سال ۱۳۱۷ کار کرد و پیشرفتش تا آنجا بود که استاد در مواقع مسافرت و غیبت تعلیم شاگردان کلاس را به او واگذار میکرد.

سیداحمدخان تار را شیرین و دلچسب برای دل خویش مینواخت و معاشرت او منحصر به حدودی دوستان اهل ذوق و هنر بود.

اسد الله خلف

فرزند زین العابدین در سال ۱۲۸۴ در قزوین تولد یافت و پس از تحصیلات مقدماتی ابتدا نزد سروان علی اکبر خان شاگرد میرزا حسینقلی که به خانه پدری او آمدورفت داشت و نوازندگی اش نظر او را جلب کرده بود، شروع به نوازندگی تار کرد و سپس نزد شخصی به نام شیخ نقی عطار که در لباس روحانیت می زیست و تار نیکو مینواخت مدت یک سال کار کرد.

پس از بیست و پنج سالگی و انتقال به تهران ابتدا نزد عبدالحسین شهنازی به مدت یک سال و سپس به مدت ده سال پیش حاجی علی اکبرخان شهنازی به نوازندگی و آموختن ردیف مشغول شد.

سید شکرالله حجازی

از شاگردان خوب حاجی علی اکبرخان شهنازی که مدت ده سال نزد استاد به زدن ردیف و نوازندگی مشغول بوده است. او در دفتر نخست وزیری کار میکرد و پس از بازنشستگی عده ای را تحت تعلیم گرفت و از این راه هم به ادامه ی نوازندگی مشغول شد و هم مصدر خدمتی به موسیقی ملی گردید.

عبدالحسین شهنازی

عبدالحسین برادر کوچک حاجی علی اکبرخان شهنازی و فرزند میرزا حسینقلی بود. عبدالحسین پس از درگذشت پدر طفل بود و مستقیم از هنر پدر بهره مند نشد.

او نوازندگی تار را نزد حاجی علی اکبرخان شروع کرد و ضمن استفاده از برادر بزرگ خود از باقرخان رامشگر که شوهر خواهر او بود نیز استفاده می نمود.

عبدالحسین شهنازی به واسطه ی استعداد ذاتی و پشتکار و ذوق سرشار در هنر نوازندگی به سرعت پیشرفت کرد و در محافل هنری شهرتی بسزا یافت.

آهنگِ ساز عبدالحسین با تک مضرابهای ویژه و مالش روی سیم و شیرینی پنجه و ابتکاراتی که داشت دارای لطافتی مخصوص و مطلوب بود. نوازندگی او جالب و جاذب بود و هر شنونده را به تحسین وا می داشت.

پس از به کار افتادن دستگاه رادیو با اساتید نوازنده ی آن دستگاه مانند مرتضی محجوبی و ابوالحسن صبا و مرتضی نی داود و حسین تهرانی همکاری میکرد و نوای تار تنهای او گوش شنوندگان را نوازش میداد و نیز با خوانندگانی مانند تاج اصفهانی و قمرالملوک وزیری و روح انگیز همکاری می نمود.

 

شاگردان مکتب میرزا حسینقلی

میرزا حسینقلی شاگردان بسیار تربیت کرد که عده ای از آنها چه از نظر وسعت اطلاعات و چه از جهت مهارت در نوازندگی به مقام استادی رسیدند، ولی مقام اول را در مکتب او غلامحسین درویش داشت که خود از اساتید درجه ی اول عصر خویش محسوب میشده و دارای استعداد ذاتی و نبوغ در فن موسیقی بوده است.

غلامحسین درویش

غلامحسین فرزند حاجی بشیرخان طالقانی به سال ۱۲۵۱ شمسی در تهران متولد گردید. پدر او که با موسیقی و نوازندگی سه تار سروکار داشت پس از آنکه فرزندش به حد رشد رسید او را به مدرسه ی موزیک دارالفنون سپرد و غلامحسین به نواختن شیپور و طبل اشتغال ورزید و خط موسیقی را فراگرفت.

غلامحسین که به موزیک جدید آشنایی پیدا کرده و خط موسیقی را در شعبه موزیک دارالفنون فراگرفته بود و در اندرون شاهی نیز جزء هیئت نوازندگان ملیجک بود، تحت تأثیر سازهای ملی که در اندرون شاهی نواخته می شد قرار گرفت و به نواختن آنها علاقه پیدا کرد.

پدرش که تمایل او را به موسیقی ملی دریافته و خود نیز فریفته ی آن بود با سه تار به تعلیم فرزند مشغول شد و مقدمات نوازندگی این ساز را به فرزند تعلیم کرد (غلامحسین بعدها نوازندگی کامل این ساز را نزد استاد معروف زمان خود میرزا عبدالله تکمیل نمود).

چون غلامحسین درویش به نوازندگی تار علاقه ی فراوان پیدا کرده بود به خدمت میرزا حسینقلی رفت و به تحصیل ردیف موسیقی و نوازندگی تار مشغول شد و به واسطه ی علاقه و استعداد و پشتکار و استعداد ضرب و نبوغی که در فن موسیقی داشت مدت زمانی نگذشت که در این هنر پیشرفت فراوان کرد و با توجه و عنایتی که استاد به او پیدا کرده بود به قدری در فن نوازندگی پیشرفت کرد که شاگرد اول مکتب میرزا حسینقلی در نوازندگی تار گردید و پس از درگذشت استاد شخص اول نوازنده ی این ساز شناخته شد.

درویش نوازندگی تار را در محضر میرزا حسینقلی و سه تار را در مکتب میرزا عبدالله، دو استاد بی نظیر زمان فراگرفت و به واسطه ی ذوق سرشار و سلیقه ی مخصوص و استعدادی که در هنر موسیقی و ضرب تا حد نبوغ داشت پس از درگذشت اساتید خود نوازنده ی بی رقیب این سازها شد.

درویش در نواختن تار و سه تار ماهر و مضرابی پیوسته لطیف و پنجه ای شیرین و گرم داشت و جواب آواز را کسی به خوبی او نمیداد ضربش بسیار قوی بود و در هنر نوازندگی ابتکاراتی مخصوص به خود داشت و نغمه را بسیار شیرین و مطلوب از کار در می آورد و شنونده را مجذوب می کرد.

درویش خان تا مدتی از نوازندگان منصور میرزا شعاع السلطنه پسر دوم مظفرالدین شاه بود. در سال ۱۳۱۸ قمری که شعاع السلطنه والی فارس شد با او به شیراز رفت و در آن شهر متأهل گردید و پس از یک سال به تهران بازگشت و به تأسیس کلاس و تربیت شاگرد همت گماشت.

درویش هنر را دوست داشت و هنرمندان را گرامی میشمرد و نسبت به تعلیم شاگردان بسیار خود دلسوز و علاقمند بود بیشتر شاگردان او نوازندگان خوبی از کار درآمدند و بعضی از آنها استادانی به نام شده شهرت فراوان یافتند.

از شاگردان تار او مرتضی نی داود، موسی معروفی، نورعلی برومند، سعید هرمزی، ارسلان درگاهی، میرزا محمودخان روح بخش، سلیمان روح افزا و غیر اینها هستند.

از شاگردان سه تار او ابوالحسن صبا، عبدالحسین صبا، عبدالله دادور (قوام السلطان)، حسینقلی غفاری، میرزا علیخان شاهین، قاسم رئیس و عماد ممتاز و کریم تاج بخش و غیر اینها بودند. غیر از غلامحسین درویش اساتید معمر این فن از شاگردان ردیف اول مکتب میرزا حسینقلی افراد ذیل را نام میبرند:

ارفع الملک، علی محمد فخام بهزادی، یحیی خان قوام الدوله ای، نسق چی باشی، جهانشاه میرزای بیابانی، مجید میرزای رخشانی، حاجی غلامرضا (معروف به گاوی)، حسین خان بختیاری، اسدالله خان اتابکی، کلنل علی نقی وزیری، عبدالله خان اتابکی.

درویش خان به تار و سه تار هر دو مسلط بود و علاوه بر قدرت و سرعت و ظرافت در نوازندگی سلیقه و ابتکار داشت و این ادوات را کسی به شیرینی او نمی نواخت و به واسطه ی قدرت تصرفی که داشت هربار که دستگاه یا آوازی مینواخت به صورت تازه ای آن را جلوه گر میساخت و کسی از شنیدن ساز او خسته نمیشد.

درویش با استعداد و نبوغی که در هنر موسیقی داشت در دوره ی زندگی هنری خود آثار بسیاری از پیش درآمد و رنگ و قطعات ضربی و غیر اینها به وجود آورد و در ساختن پیش درآمد و رنگ و دیگر قطعات موسیقی دقت بسیار به کار میبرد و ابتکار و تازگی هائی توأم با ضرافت در کار هنری خود داشت.

درویش با ساختن پیش درآمد و توسعه آن و آموختن به شاگردان کلاس خویش آن را رایج کرد و عمومیت داد به طوری که دیگر اساتید از او پیروی کرده خود به ساختن پیش درآمد اقدام کردند و بر توسعه ی موسیقی ملی افزودند.

غلامحسین درویش با ساختن پیش درآمدهای خود رونق تازه ای به موسیقی ایران بخشیده بود و با دیگر آثاری که از خویش به وجود آورد و شاگردانی که تربیت کرد خدمات ذیقیمتی به موسیقی ایران نمود.

درویش در غالب دستگاهها و آوازها پیش درآمد ساخته است از جمله در ماهور و ابوعطا و سه گاه و افشاری و شوشتری و در بعضی دستگاهها و آوازها پیش درآمدهای متعدد دارد.

درویش خان در بیشتر مایه ها رنگ دارد از جمله ،ابوعطا ،اصفهان، همایون، ماهور، افشاری و غیراینها و بهترین رنگها را در ماهور و همایون و اصفهان ساخته است.

ارفع الملک

ارفع الملک از حکام لنگرود و لاهیجان و داماد منجم باشی از محترمین و ملاکین آن حدود و از اساتید مسلم فن نوازندگی تار و شاگرد طراز اول مکتب میرزا حسینقلی بود.

ارفع الملک مضراب و پنجه اش نمونه ساز استاد بود و اهل فن او را در ردیف غلامحسین درویش می شمردند. از ارفع الملک دو فرزند ذکور باقی مانده به نامهای ناصرعلی و عبدالعلی. از شاگردان ارفع الملک سید مرتضی موسویان رشتی معروف به گل میر و فرزند او ناصر علیخان حجازی را میشناسیم.

ناصر علیخان حجازی (معروف به ناصر علیخان ارفع الملک)

پس از پدر از نوازندگان به نام تار بود. او به راهنمائی پدر به کلاس تعلیم میرزا حسینقلی راه یافت و از شاگردان خوب مکتب استاد شد. به خوبی سبک نوازندگی استاد خود را تقلید میکرد. مضرابی قوی و نرم و پنجه ای شیرین داشت.

در حدود شصت سالگی به سال ۱۳۳۵ شمسی درگذشت.

دانشمند و شاعر نامی معاصر سیدکریم خان امیری فیروزکوهی از شاگردان تار او بود.

علی محمد فخام بهزادی (فخام الدوله)

فرزند محمود سراج از خوانین نور مازندران بود. فخام الدوله در ۱۲۶۴ شمسی متولد شد و پس از رسیدن به سن رشد، به واسطه ی علاقه به موسیقی، پدرش که خود نیز از شیفتگان این هنر بود او را به یوسف خان صفائی استاد نوازنده ی تار سپرد تا مقدمات نوازندگی این ساز را فراگیرد.

سپس در مکتب میرزا حسینقلی به آموختن ردیف و تکمیل نوازندگی پرداخت و در اطلاع از فن موسیقی و ردیف دستگاهها و مهارت در نوازندگی از شاگردان درجه ی اول مکتب میرزا به شمار آمد. فخام الدوله ردیف دستگاههای موسیقی را به خوبی از حفظ داشت و در تار اجرا میکرد.

با سعه ی صدر آنچه میدانست برای طالبین این فن می نواخت و جزئیات مطالب مورد نوازندگی خویش را بیان میکرد. به طوری که اهل فن وجودش را مغتنم شمرده از محضرش با شنیدن ردیف صحیح رفع اشکال و ابهام میکردند.

یحیی خان قوام الدوله ای

یحیی از نوازندگان معروف تار و از شاگردان ممتاز میرزاحسینقلی بود و به واسطه ی مهارتی که در نوازندگی این ساز داشت از بسیاری از هم شاگردی ها سر بود و چون خواهرزاده ی قوام الدوله بود به یحیی خان قوام الدوله ای شهرت داشت.

از او صفحه ای باقی است که پیش درآمد اصفهان نواخته است. همسر یحیی خان، خواهر میرزا عبدالله خان دوامی استاد بنام معاصر بود.

شاهپور حاتمی فرزند یحیی خان یکی از نوازندگان به نام تار است که هنر پدر را به ارث برده و این ساز را نیکو مینوازد و نوای ساز او از رادیو ایران به سمع شنوندگان رسیده است.

جهانشاه میرزای بیابانی

جهانشاه میرزا از شاگردان طراز اول میرزا حسینقلی بود و در نواختن تار استادی و مهارت داشت. بیابانی مضرابی ریز و پیوسته داشت.

در دادن جواب آواز بین الاقران ممتاز بود. او علاوه بر نوازندگی تار در نواختن ضرب نیز مهارت داشت. در نوازندگی هنرمندی باذوق و سلیقه بود. این هنرمند در اکثر هنرهای ظریف دست داشت و از هنرمندان جامع و كامل العيار عصر خود محسوب میگردید.

سلطان مجید میرزای رخشتانی

از شاگردان خوب میرزا حسینقلی بود. میگویند در اواخر عمر کارش به جنون کشید و در همان حال نیز بسیار خوب نوازندگی میکرد.

حسین بختیاری

نقل است که دست مضرابی محکم داشت و در هنر نوازندگی تار مسلط و سریع بود و در ردیف شاگردان ممتاز میرزا محسوب میشد.

خليل فهيم الملک

اساتید او را از شاگردان خوب میرزا حسینقلی می شمارند. از خانواده ی اهل موسیقی بود. محمود نعیم السلطنه پدر این خانواده به سه تار آشنا بود و هفت پسرش هر یک سازی میزدند و دختران خانواده هم به ساز آشنا بودند.

اسدالله اتابکی

از شاگردان خوب میرزاحسینقلی بود و با هیئتی که در رأس آنها میرزا قرار داشت سفری به اروپا برای پر کردن صفحه رفت. علاوه بر نوازندگی تار ، سنتور هم میزد ولی تارش بهتر از سنتور بود.

از اتابکی صفحه ای باقی مانده که با تار شور نواخته و سید حسین طاهرزاده خواننده ی آن بوده است.

حاجی غلامرضا (معروف به گاوی)

از نوازندگان خوب مکتب میرزا حسینقلی بود. سلیمان امیر قاسمی که خود از اساتید خواننده و از معاشرین او بوده از سازش تعریف بسیار میکند و او را نوازنده ای استاد می شمارد.

ابوالفضل میرزای هرمزی

نزد میرزا غلامرضا شیرازی به نوازندگی تار مشغول میشود و برای تکمیل این هنر به شاگردان مکتب میرزا حسینقلی می پیوندد و از نوازندگان خوب تار میشود. سه تار نیز مینواخت.

برادر کوچکتر و مادری او حاجی سعیدخان هرمزی نیز استاد نوازنده ی تار و سه تار است.

میرزا قوام خان مبشر خاقان

میرزا قوام خان چون در تلگراف خانه کار میکرد به لقب مبشرخان شهرت داشت و از شاگردان خوب میرزا حسینقلی بود. از آثار او صفحه ایست که سلیمان امیر قاسمی در آن دستگاه همایون را با این غزل حافظ «تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود» خوانده است.

سید علی محمدخان مستوفی

از مستوفیان به نام و مردی دانشمند بود. تار را نزد میرزاعبدالله و میرزا حسینقلی کار کرد و پس از مسافرت به اروپا به نوازندگی ویلن نیز علاقه پیدا کرد و اندکی مینواخت. در نقاشی نیز از شاگردان استاد معروف کمال الملک بود. این دانشمند باذوق و هنرمند در حدود پنجاه سالگی در سال ۱۲۷۹ شمسی درگذشت.

سید مهدی دبیری

فرزند سید علی محمدخان مستوفی. ابتدا نزد میرزا مهدی خان صلحی به نواختن تار مشغول شد و سپس نزد میرزا عبدالله رفت و چند سال نزد آن استاد کار کرد و پیشرفت فراوان نمود.

دبیری سپس به نواختن سه تار مشغول شد و بیشتر آن را پیش خود تمرین میکرد و از آنچه در ردیف و نوازندگی تار آموخته بود روی سه تار می آورد و در نواختن این ساز مهارت یافت.

کریم

کریم از شاگردان میرزا حسینقلی و از نوازندگان خوب تار زمان خود بود و بین هنرمندان معاشر خود به «کریم کوزه» شهرت داشت. این هنرمند حدود پنجاه سالگی درگذشت.

اسمعیل قهرمانی

اسمعیل در حدود سال ۱۲۷۵ شمسی در تهران متولد شد. پس از رسیدن به حد رشد و تحصیلات معمول، ابتدا نوازندگی تار را پیش سید حسین خلیفه که از شاگردان خوب میرزا عبدالله و با عمویش هم منزل بود شروع کرد و پس از مدتی به کلاس میرزا عبدالله پیوست و در حدود ده سال چند دوره نزد آن استاد کار کرد و از میرزا حسینقلی نیز هنر آموخت و به ردیف و رموز نوازندگی کاملاً آشنا گردید.

اسمعیل قهرمانی اطلاعات کافی از ردیف دستگاههای موسیقی داشت و تا سنین کهولت آنچه را آموخته بود میدانست و به روش استاد می نواخت و مانند فخام الدوله بهزادی به واسطه ی علاقه به نوازندگی و مداومت هر روز بسیار حاضر الذهن بود و تا آخر عمر آنچه آموخته بود مرتب می نواخت و به خوبی از عهده ی ادای آنها بر می آمد.

ولی به عکسِ برادرش، شکرالله قهرمانی، که پنجه ی شیرین و ملیحی داشت، سازش خشک بود و به قول نویسندگان قدیم «رطوبت» نداشت.

از اسمعیل قهرمانی شاگردی نمی شناسیم. تنها آقای نورعلی برومند که از شاگردان درویش خان بود مدتی در حدود سیزده سال ردیفها را با این استاد دوره کرد و به تکمیل ردیف دستگاه ها اشتغال ورزید. اسمعیل قهرمانی در سال ۱۳۳۵ شمسی درگذشت.

شکرالله قهرمانی

برادر کوچک اسمعیل قهرمانی بود و بین دوستانش به شکری شهرت داشت. از نوازندگان خوب تار بود و چون در کنسرتهای عارف تار می نواخت و مضرابی نرم و پنجه ای شیرین داشت شهرت فراوان یافت.

شکری ابتدا چون در شعبه ی موزیکال نظام بود به موسیقی و آهنگهای ضربی آشنائی پیدا کرد و سپس نزد برادر خود اسمعیل خان به نواختن تار مشغول شد و بعد به کلاس درویش رفت و سالها با آن استاد کار کرد و محضر میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله را نیز درک کرده بود.

شکری بیشتر تحت تأثیر احساسات و ذوق و سلیقه ی خویش ساز میزد و پنجه و مضرابی پخته و لطیف داشت. در اواخر دست و پنجه اش قدرت نواختن تار را نداشت و بیشتر خود را با سه تار سرگرم میکرد.

مسعود وقار

از شاگردان خوب میرزا حسینقلی بود که بسیار شیرین ساز می زد. او برادر یوسف خان محاسب الملک شاعر و نویسنده ی دستگاه امین الدوله بود. مسعود وقار فرزند مصطفی خان وقارالملک بود.

کمال زاده

فرزند کمال السادات (از خوانندگان منبری و روضه خوان دربار و مورد توجه آن دستگاه) است. از شاگردان میرزا حسینقلی و از نوازندگان خوب تار و از قدمای اهل فن است.

کلنل علی نقی خان وزیری

وزیری فرزند موسی خان میرپنج است. او عشق و علاقه ی عجیبی به نوازندگی داشت. نوازندگی تار را نزد میرزاحسینقلی شروع کرد و به واسطه ی جدیت و پشتکار مداوم از شاگردان طرازاول او شد و تار را به سبک مربی خود در نهایت قدرت و استادی می نواخت و از تعلیمات میرزا عبدالله و درویش خان و منتظم الحکماء صلحی نیز برخوردار شده است.

او از برجسته ترین و پرکارترین شاگردان میرزا حسینقلی بود. قدرت مضراب و سرعت پنجه و هنر سازندگی که در کلنل وجود داشت او را یکی از زبردست ترین نوازندگان عصر خود کرد.

کلنل وزیری پس از جنگ بین المللی اول و کناره گیری از خدمت نظام مدت پنج سال در فرانسه و آلمان به تحصیل موسیقی و تکمیل هنر خود اشتغال ورزیده و پس از مراجعت به ایران در سال ۱۳۰۲ شمسی همت به تأسیس مدرسه ی عالی موسیقی گماشته و با تربیت شاگردان بسیار و نوشتن کتبی در این فن و رواج خط موسیقی خدمات گرانبهائی به این هنر کرده است.

عبدالعلی وزیری

عبدالعلی پسر عموی کلنل علی نقی خان وزیری است. او از طفولیت تحت راهنمایی کلنل به نواختن تار مشغول شد و با توجه استاد که به پیشرفت او علاقه ی فراوان داشت در نوازندگی تار به سبک کلنل پیشرفت کرد و چون از نعمت صدای دودانگِ خوش بهره مند بود کلنل کوشش داشت که در خوانندگی او را مانند خود تربیت کند و قطعاتی که کلنل میسازد مانند خودش اجرا کند.

به همین نظر با زحمات استاد دلسوز خود بهتر از دیگران توانست از عهده ی خواندن ساخته های مربی خود برآید.

حسین سنجری

از شاگردان دوره ی اول مدرسه ی عالی موسیقی بود و تار می نواخت. سنجری تحصیلات خود را در کالج امریکایی به پایان رسانید و چون به موسیقی و نوازندگی علاقمند بود به کلاس درویش خان رفت و چند سال نزد آن استاد به فراگرفتن فن نوازندگی تار مشغول شد.

مدتی هم نزد مرتضی نی داود تار زد و بار دیگر برای تکمیل هنر خود به کلاس درویش روی آورد. ضمناً به نوازندگی پیانو و فراگرفتن خط موسیقی نزد سلیمان خان از افسران موزیک مشغول شد.

پس از آنکه مدرسه ی موسیقی به وسیله ی کلنل وزیری افتتاح یافت از نخستین شاگردان او شد و به راهنمایی وی تار می نواخت و در کنسرتهایی که آن استاد تشکیل میداد شرکت میکرد. او با تأسیس کلاس مدتی هم به تربیت شاگرد اشتغال جست.

حسین سنجری همسر و مربی روح انگیز (خواننده ی معروف) بود.

یوسف فروتن

از شاگردان مکتب میرزاحسینقلی؛ اغلب سازها را مینوازد و استاد ممتاز نوازنده سه تار است.

موسی معروفی

فرزند محمد اسمعیل خان امین الملک و برادر زاده ی میرزا علی اصغرخان اتابک (صدر اعظم ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه)؛ که در سال ۱۲۷۶ شمسی در خانواده ای مرفه پا به عرصه ی وجود گذاشت.

چون اساتید موسیقی آن عهد مانند صادق خان سرورالملک و میرزا حسینقلی به منزل امین الملک آمد و شد داشتند به نغمات موسیقی ملی آشنا و فریفته ی آن گردید.

ابتدا نوازندگی را با پیانویی که در منزل داشتند شروع کرد و سپس نزد میرزا حسینقلی به نوازندگی تار مشغول شد و پس از درگذشت استاد به شاگردان کلاس درویش خان پیوست و این زمان در حدود ۳۰ سال داشت.

معروفی چند دوره ردیف موسیقی را نزد درویش کار کرد و در نوازندگی تار مهارت یافت و با اتمام کلاس درویش طبق معمولِ استاد که به برگزیدگان کلاس خود تبرزین طلا می داد به دریافت آن با گرفتن تصدیق کتبی خود موفق گردید.

معروفی برای آموختن خط موسیقی و تکمیل هنر خویش نزد حسین هنگ آفرین رفت و تحت تعلیم این استاد خط موسیقی را فرا گرفت و بر وسعت اطلاعات خود افزود و آنچه از اساتید مختلف خود آموخته بود به خط موسیقی نوشت.

معروفی در سال ۱۳۰۲ شمسی که کلنل علی نقی وزیری مدرسه ی عالی موسیقی را تأسیس کرد در آن هنرستان وارد شد و در هیئت ارکستری که کلنل در مدرسه از نوازندگان تار (حسین گل گلاب، محمد حسین ادیب، حسنعلی صبا، اسمعیل مهرتاش، محمد صادق اربابی) ترتیب داده بود تـار می نواخت.

پس از آنکه مدرسه ی موزیک نظام با برنامه ی وسیع تری به نام مدرسه ی موسیقی دولتی در ۱۳۰۷ شمسی افتتاح شد به معلمی تار آن مدرسه انتخاب گردید.

عزیز الله خادم

عزیزالله خادم فرزند میرزاعلیخان ناظم اداره ی گمرک بود. او از شاگردان میرزا حسینقلی بود و تار نیکو می نواخت.

او مشوق هنرمندان و باغ او مرکز موسیقیدانان و محل اجتماع این طبقه از هنرمندان بود و خود خادم اهل ذوق و از فریفتگان موسیقی بود.

علی اکبرخان

سروان علی اکبرخان از افسران شهربانی و در زادگاه خود، قزوین، در پستهای مختلف و ریاست کلانتری اشتغال داشت؛ از شاگردان میرزا حسینقلی بود و شش سال نزد آن استاد کار کرد و تار نیکو می نواخت.

سروان علی اکبرخان پس از کناره گیری از خدمت شهربانی به تشکیل کلاس در قزوین و تربیت شاگرد همت گماشت و شاگردانی مانند مهدی خان دره جزینی و میرزا مسیح وارسته و آقا غلامعلی (معروف به آبگوشتی) و غیراینها تربیت کرد.

نصر الله زرین پنجه

در ۱۲۸۵ شمسی در قزوین پا به عرصه ی وجود گذاشت و پس از تحصیلات معمولِ زمان چون فریفته ی موسیقی بود ابتدا نزد میرزاعلی خان، برادر غلامحسین درویش، به نوازندگی تار مشغول شد و به تحصیل خط موسیقی پرداخت و سپس یک دوره نت را نزد موسی خان معروفی تمرین و تکرار کرد و از هنر آن استاد بهره مند شد و در خط موسیقی مهارت یافت.

زرین پنجه با علاقه ای که به موسیقی و فن نوازندگی داشت نزد استاد معروف حسین هنگ آفرین رفت و یک دوره ردیف را که استاد با سه تار می نواخت زرین پنجه با تار تکرار کرد و فراگرفت و با عشق و علاقه و پشتکار و استفاده از اساتید مختلف در اطلاع از ردیف دستگاه های موسیقی و فن نوازندگی تار به درجه استادی رسید.

دوستدار هنر، استادی زحمت کشیده و مطلع و نوازنده ای توانا و با ذوق و سلیقه؛ تار و سه تار را استادانه با مضرابی نرم و پنجه ای سریع و شیرین مینواخت.

جلیل شهناز

فرزند شعبان خان اصفهانی ست که به سال ۱۳۰۰ شمسی در این شهر متولد گردید. شعبان خان از خاندان هنر و خود هنرمندی نجیب و آرام بود و از سازها سه تار و تار و سنتور می نواخت و سه فرزند خود به نامهای حسین و علی و جلیل را تحت تعلیم گرفت و از هنر خود برخوردار ساخت.

جلیل فرزند کوچک شعبان خان پس از درگذشت پدر تحت تعلیم برادر خود حسین آقا به نوازندگی تار مشغول شد و به واسطه ی استعداد ذاتی و پشتکار در این هنر پیشرفت فراوان کرد.

جلیل از سال ۱۳۲۳ شمسی در رادیو شروع به نوازندگی کرد و به واسطه ی قدرت مضراب و شیرینی پنجه به زودی شهرت فراوان کسب کرد.

ابراهیم سرخوش

به سال ۱۲۹۰ شمسی در همدان متولد شد. پدرش کریم سنتور می نواخت و در ساختن این ساز مهارت داشت. ابراهیم از طفولیت گوشش به نوای ساز آشنا شد و پس از رسیدن به حد رشد به نوازندگی عشق میورزید.

اما اولیاء او برای اینکه از تحصیل باز نماند او را از نوازندگی منع میکردند.

نقل ابراهیم سرخوش از سرگذشتش: « پدرم برای اینکه از تحصیل بازنمانم از تعلیم به من خودداری مینمود.

روزی پدرم به یکی از شاگردانش تعلیم میداد و او نمیتوانست به خوبی آن را اجرا کند و من پنهان از آنها به دقت به مشق پدرم که برای شاگردش تکرار میکرد گوش میدادم.

همین که کار آنها تمام شد و بیرون رفتند شروع کردم به تکرار آنچه پدرم به شاگردش می آموخت و پس از آنکه به منزل آمد مطلب را برای او زدم. خوش وقت شد و مرا تشویق کرد و از این تاریخ به تعلیم من همت گماشت و اولین استاد من در نوازندگی تار پدرم بود بعد هم با دیگران به تمرین و تکمیل آن کوشیدم.

در ۱۸ سالگی به قزوین رفتم و چند ماه در این شهر با تأسیس کلاس موسیقی به تربیت شاگرد پرداختم. ضمناً از دو تن اساتید نوازنده ی خوب که با آنها آشنا شده بودم استفاده میکردم و با آنها که مهدی خان درجزینی و احمد آقا بیم زاده نام داشتند همکاری مینمودم.

در سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ که در رشت بودیم به تأسیس کلاس و تربیت شاگرد مشغول شدم و در کنسرتهایی که اساتید معروف تهران در رشت میدادند شرکت می نمودم.

در رشت از یکی از ویلنیست های ارمنی که نمایندگی چرخهای زینگر را در این شهر داشت خط موسیقی (نت) آموختم و به زدن پیانو و ویلن نیز اشتغال جستم.»

ابراهیم سرخوش هنرمندی متواضع و آرام و نیکو اخلاق و نوازنده ای تواناست. او در خانواده ای که پدر و جدش اهل موسیقی بودند پرورش یافته و با علاقه ای که به نوازندگی تار داشته و پشتکار و تمرین یکی از نوازندگان ماهر این ساز محسوب میشود.

با مضرابی نرم و پنجه ای سریع و ورزیده و شیرین استادانه تار مینواخت.

عطاءالله مجد

فرزند میرزا محمدخان و نوه ی مجدالاطباء از خاندان اصیل و سرشناس مازندران و از طرف مادر نواده ی غیبی شاعر معروف مازندرانی است.

او در خاندانی پرورش یافت که همه اهل موسیقی و اکثر افراد این خاندان از جمله پدر او از این هنر بهره داشتند و تار می نواختند.

عطا از زمان تحصیل اشتیاق بسیار به نوازندگی تار پیدا کرده و در ایام فراغت، خود را به آن مشغول می داشت و با استفاده از نوازندگی پدر و صفحات مرتضی نی داود تار میزد و از روی صفحه الحان و نغمات را تمرین و تکرار میکرد و در نتیجه ی پشتکار، پیشرفت فراوان کرده بود.

او در سال ۱۳۰۹ شمسی نزد نی داود شروع به نواختن تار کرد. عطاء الله مجد یکی از نوازندگان طراز اول تار است و به سبک نی داود نوازندگی میکرد. او مضرابی قوی و پخته و چپ و راست های بجا و شمرده و پنجه های ورزیده و سریع و شیرین دارد و قطعات ضربی را با داشتن استعداد طبیعی در ضرب به خوبی مینوازد.

لطف الله مجد

لطف الله از جوانی به نوازندگی عشق فراوان می ورزید و ضمن تحصیل پیش خود تار میزد و گاهی با پسر عمه ی خویش عطاء الله مجد تمرین میکرد و با پشتکار عجیبی که به نوازندگی داشت به سرعت پیشرفت کرد و در زادگاه خویش ساری بنام شد.

لطف الله مجد پس از انتقال به تهران و اشتغال در برنامه های رادیو ایران نغمات دل انگیز ساز او طالبین بسیار پیدا کرد و شهرت فراوان یافت. مجد از نوازندگان ما هر تار است و از سرپنجه ی نرم و ظریف و شیرین خود شنوندگان را محظوظ میساخت.

میرزا محمودخان روح بخش

از شاگردان درویش و از نوازندگان خوب تار بود و به ردیف دستگاه های موسیقی آشنایی کامل داشت. روح بخش به تأسیس کلاس موسیقی پرداخت و مدت ها به تربیت هنرجو مشغول شد.

اسمعیل مهرتاش

در سال ۱۲۸۰ شمسی در تهران متولد گردید و پس از تحصیلات مقدماتی در مدرسه ی دارالفنون به ادامه ی تحصیل اشتغال جست و در همین زمان آموختن نوازندگی تار را نزد سیدحسین، معروف به درویش، که استاد تارساز هم بود شروع کرد.

نقل از اسمعیل مهرتاش: «پدرم که حد علاقه ی مرا به موسیقی دریافت سید حسین درویش را برای تعلیم تار به منزل ما آورد.

من نزد او شروع به زدن تار کردم و او معلم اول تار من بود. پس از مدتی به زدن تار نزد اسمعیل ساقی فرزند داود شیرازی که این ساز را نیکو می نواخت ادامه دادم.

سرانجام به کلاس درویش خان رفتم و تا چند سال که این استاد حیات داشت از تعلیم او برخوردار شدم و یک دوره پیش او ساز زدم.»

آقای اسمعیل مهرتاش عمر خود را در راه نمایش و موسیقی و تربیت شاگرد برای نمایش و نوازندگی و خوانندگی صرف کرد و با علاقه و پشتکار به تربیت شاگرد ادامه داد و از این راه خدمات شایسته ای به فرهنگ و هنر ایران نمود.

فریدون حافظی

حافظی چون از بدو جوانی به موسیقی علاقه پیدا کرده بود ابتدا نواختن تار را پیش خود شروع کرد و از مرحوم خراباتی کرمانشاهانی، که درویشی باصفا و از موسیقی مطلع و دارای صدای دودانگ گرمی بود و با پدر او دوستی داشت، تاحدی مایه ها را فراگرفت و پس از انتقال به تهران در هنرستان موسیقی وارد شد و به آموختن خط موسیقی (نت) مشغول گردید و در آن هنرستان تحت تعلیم موسی معروفی ردیف موسیقی آموخت و یک دوره ردیف را هم با ابوالحسن صبا تمرین کرد.

حافظی به راهنمایی و مساعدت معروفی که نوازندگی او را پسندیده بود به رادیو راه یافت و برای تک نوازی تار انتخاب گردید (۱۳۳۳ شمسی) و در ارکستری که مهدی خالدی در برنامه ی گل ها ترتیب داده بود تک نوازی تار را به عهده گرفت و تا سال ۱۳۳۵ که برای تکمیل تحصیلات و هنر خود به اروپا رفت در رادیو نوازندگی میکرد و پس از مراجعت از اروپا دیگر در برنامه های رادیو شرکت نداشت.

حسن یزدی

حسن معروف به یزدی یکی از نوازندگان استاد و ماهر ساکن مشهد بود. این هنرمند که شیفته ی ساز بود پیشه ی اصلی خود را که بافندگی بود رها کرد و به حرفه ی نوازندگی اشتغال جست و به طوری که شاگردان او نقل میکنند بسیار مطلع و در هنر خود ورزیده بود.

تمام پیش درآمدها و رنگ های معمول زمان را میدانست و با مهارت مینواخت. مضرابی نرم و پنجه ای شیرین و گرم داشت و با ابتکاراتی که در نوازندگی تار میکرد هر شنونده ای را مجذوب می نمود. این هنرمند در مشهد به تربیت شاگرد نیز اشتغال داشت و شاگردانی هم تربیت کرد که به سبک او شیرین ساز می زدند.

اکبر میرزا

اکبر میرزا از نوازندگان خوب تار و اهل تهران بود ولی در اصفهان اقامت داشت. غالباً با نایب اسدالله استاد نی همکاری میکرد.

عبدالحسین بیگجه خانی

فرزند حسینقلی از اساتید نوازنده ی تار آذربایجان است. در خانواده ای تربیت یافت که اهل موسیقی و ساز بودند.

او از کوچکی با نغمات ساز آشنا شد و به موسیقی و نوازندگی علاقمند گردید. پدرش که خود تار می نواخت او را تحت تربیت خود گرفت و با راهنمایی پدر از بهترین نوازندگان تار در زادگاه خود تبریز شد.

حسن غزالی

یکی از نوازندگان خوب تار در تبریز بود. در موسیقی اطلاعات خوبی داشت. تار را استادانه می نواخت و پس از بیگجه خانی بهترین نوازنده ی شهر خود بود.

حسن سرمست

از نوازندگان خوب تار بود. او نوازندگی تار را از پدر خویش آموخته و خود با تمرین و تکرار در نوازندگی این ساز مهارت یافته بود.

 

منبع: نوشته ی حسن مشحون – فصلنامه موسیقی ماهور شماره ی 30

 

ممنون از رأی دهی شما کاربر عزیز

پرسش و پاسخ 1

بحث درباره این مقاله را شما آغاز کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • شفیعی

    عالی بود‌
    ولی نام استاد تار سید جلال هاشمیان (دزفول) رو از قلم انداختید

آخرین مقالات