آرشه ای

  • قیچک

    قیچک

    شکم سازازدوقسمت مجزا از یکدیگر تشکیل یافته، قسمت تحتانی کوچکترو به شکل نیمکره است که بر سطح مقطع جلوپوست کشیده شده و روی پوست خرک سازقرار دارد: قسمت بالایی بزرگتر، مانند چتری روی قسمت تحتانی قرارگرفته و هر دو قسمت توسط سطحی منحنی ازعقب به هم اتصال یافته اند و در نتیجه در جلویا بین دو قسمت حفره ای تشکیل شده است. سطح جلویی قسمت بالا، جزدر ناحیه وسط که زیر گردن سازقرارگرفته به صورت دو شکاف پهن باز است.

    دسته ساز تقریبا در نصف طول خود روی شکم قرارگرفته و نیمه دیگر در بالا به جعبه گوشی ها متصل است و دسته فاقد ((دستان ))است .

    سر متشکل است ازجعبه کوچک(محل قرار گرفتن چهار گوشی،هردو گوشی در یک طرف آن) و یک زایده منحنی شکل برای آویختن ساز که کمی به عقب برگشته و جهتی افقی یافته است.

    قیچک اساسا جزوه دسته سازهای محلی بوده که درسالهای اخیر د رحمایت وزارت فرهنگ و هنر به شهرآورده شده و نه تنها ساختمان و کوک آن را تکمیل و تنظیم کرده اند بلکه آن را به سه اندازه مختلف قیچک سوپرانو(به طول 5/56 سانتی متر) قیچک آلتو(63 سانتی متر) و قیچک باس به همان نسبتبزرگتر ساخته اند.

    تمام انواع بالاچهارسیمه است و کوک سیم ها به ترتیب مشروحه در صفحه بعداستاندارد شده اند:

    طول سیم مرتعش در قیچک سوپرانو=5/33 ، در قیچک آلتو=5/37 و قیچک باس 70 سانتی متر است.

    وسعت هر یک از انواع حدود سه اکتاو است. قیچک سوپرانوسازی است که قابلیت تک نوازی و هم نوازی هر دو را حایز است ولی دو نوع بعدی(التو و باس) بیشتر به منظور هم نوازی در اکستر به کار میرود.آرشه قیچک،پس از استاندارد شدن ساز، عینا همان آرشه ویلن است.

    قیچک از انواع سازهای محلی است که در سالهای اخیربه شهر آمده و مورد استفاده قرار گرفته است و بیشتر در نواحی جنوبی شرقی ایران معمول است و در آن نواحی حتی، طبق عقیده و سنت اهالی، برای معاجه امراض به کار میرود. در سطح فوقانی شکم و پشت دسته سوراخ و حلقه ای است که دوتسمه بر آن الصاق می شود: یکی از تسمه ها را به کتف چپ و دیگری را به کمر می بندند وساز در موقع نواختن تقریبا آزاد و آویزان می شود اما نوازندگان شهری تمایل به استفاده از این تمهید ندارند.

    کوک قیچک محلی ثابت نیست و لی قدر مسلم اینکه سیم ها تقریبا هیچ وقت نسبت به یکدیگر فاصله پنجم نداشته اند.

    آرشه- در اصل(نوع محلی آن) شبیه به آرشه کمانچه است و امروزه در شهر از آرشه ویولن و ویولنسل در نواختن نوع شهری آن استفاده می شود.

  • کمانچه

    سابقه کمانچه

    کمانچه یکی از سازهایی است که در مشرق زمین سابقه ی بسیار قدیم دارد. موسیقی دان فرانسوی موسوم به لاوین یاک در یکی از کتاب های خود به نام موسیقی و موسیقی دان ها قدیمی ترین سازی را که با آرشه نواخته می شده به نام راوانسترون ذکر کرده و نوشته است که این ساز در زمان های بسیار قدیم در چین به کار می رفته است.

    در ایران قبل از اسلام سازی موسوم به غَژَک یا غَژ معمول بوده. نظیر این ساز را نگارنده در سال 1315 در صفحات بلوچستان دیده است که در شهرهای داورپناه و ایرانشهر توسط نوازندگان محلی نواخته می شد و آن را غیچک می نامیدند. نمونه ی آن را در همان موقع اداره ی فرهنگ محل به تهران فرستاد که در موزه ی مردم شناسی که تازه تاسیس شده بود نگاهداری شود. سازی است شبیه به کمانچه و با آرشه ای که از چند تار مو تشکیل شده،نواخته می شود و عده ی سیم های آن بیش از کمانچه است. البته شکل آن با غژک اصلی تفاوت دارد و قبلا ساده تر بوده و بیش از دو سیم نداشته است. به طوری که لاند در کتاب تجسس در گام های عرب می نویسد بعید به نظر می رسد که این ساز قبلا آرشه ای باشد. فارابی در کتاب موسیقی خود نامی از غژک نمی برد. ولی از ساز دیگری گفت وگو می کند که شباهت کامل به غژک دارد و دارای دو سیم بوده و بی کمان نواخته می شده است. نام این ساز رُباب است که بعدها شاعران ما زیاد از آن یاد کرده اند.چنان که حافظ گفته است:

    رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند                                 که گوش هوش به پیغام اهل راز نکنید

    موسیقی دان ها ی قدیم ایران در کتاب های خود،سازها را دو دسته کرده اند: یکی ذوات الاوتار یا آلات سیمی و زهی، دیگری ذوات الاالنفخ یا آلات بادی. ذوات الاوتاردو نوع بوده: یکی آن که مثل چنگ و قانون و سنتور برای هر صدایی یک سیم روی ساز بسته می شده و در روی آن رشته ها انگشت نمی گذاردند. نوع دوم آن هایی که روی رشته ها که هر یک از آن ها را وتر می نامیدند انگشت های دست چپ نوازنده تکیه می کرده مانند بربط(عود) و تنبور و رباب. ساز اخیر که اول دو سیم داشته بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز به آن کمانچه می گوییم.

    در تالار عمارت چهل ستون اصفهان، جزء نوازندگان، یکی هم کمانچه می نوازد. از دوره ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است که کمان آن پس از این که بعدها در دوره ی مظفرالدین شاه ویولن به ایران آمد، نام خود را از دست داد و به آرشه که لغت فرانسه است تبدیل شد.

    چون کمان را در روی این ساز می کشند و مانند مضراب به تار و سنتور نواخته نمی شود، کسی که نوازنده ی این ساز بوده به کمانچه کش موسوم شده و برای عمل نواختن، کمانچه کشیدن گفته اند نه کمانچه زدن؛ ولی حالا هر دو را استعمال می کنند.

    این ساز چون روی کاسه اش پوسته کشیده شده و خّرّک، روی پوست قرار دارد، در اثر تغییر هوا صدای آن هم عوض می شود؛ ولی از آنجا که پوست کمانچه کلفت تر از تار است، حرارت و رطوبت کمتر در آن تاثیر می کند. صدای کمانچه کمی تودماغی است، در صورتی که آهنگ ویولن به طبیعت نزدیک تر است. وقتی ویولن به ایران آمد، چون دارای چهار سیم بود، کمانچه کش ها هم یک سیم آخر را به تقلید ویولن اضافه کردند و چون در طرز نواختن، خیلی شبیه به ویولن بود، کمانچه کش ها معلم ویولن شدند. از آنجا که ویولن سازی کوچک تر و از لحاظ حمل و نقل راحت تر و از جهت صورت، قشنگ تر بود، به تدریج جای کمانچه را در ایران گرفت، به طوری که دیگر کسی کمانچه نمی کشد. طبیعی است همیشه ساز کامل جای ساز ناقص را می گیرد، چنانچه فلوت جای نی را گرفت و هوبواَ(اُبواَ) به عوض سرنا نواخته می شود. در میان سازهای مضرابی که در اروپا ساخته شده هنوز سازی نتوانسته است جانشین تار شود؛ زیرا ماندولین و گیتار چون سیم شان کلفت تر است، لطافت و طنین آهنگ تار را ندارد.

    ساختمان کمانچه

    از سازهای زهی آرشه ای مقید است شکم ساز کروی و توخالی است که مقطع نسبتاً کوچکی از آن در جلو به دهانه‌ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست، خرکی تقریباً شبیه به خرک تار و نه کاملاً عمود بر سیم‌ها قرار گرفته‌است. دسته فاقد پرده می‌باشد.

    سر ساز متشکل است از جعبهٔ گوشی‌ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذاشته شده و یک قبه که در بالای جعبه قرار گرفته‌است. طول ساز تا سر قبه حدود ۸۰ سانتی‌متر است.

    درگذشته این ساز بدون سیم گیر که به شکل کنونی وجود دارد بوده است در گذشته سیم‌ها مستقیماً به ساز وصل می‌شدند همانند سه تار یا به وسیله قطعه فلزی سیم هابه آن ربط داده می‌شد. پس از ورود ویلن به ایران، تاندون ویلن (پیچ‌های کوچک تنظیم کوک) به سیم گیر اضافه شد تا نوازنده بتواند ساز را دقیق کوک کند.

    تا پیش از ورود ویلن به ایران، جنس سیم‌های کمانچه ابریشمی یا از روده تابیده شده حیوانات بود و توانایی گرفتن کوک بالا را نداشت. پس از ورود ویلن به ایران، سیم‌های ویلن جایگزین سیم‌های کمانچه شد.

     کمانچهٔ امروزی دارای ۴ سیم می‌باشد. کمانچه در زمان قدیم تنها سه سیم داشته و پس از ورود ویولن به ایران به تقلید از آن سیم چهارم به آن افزوده شده‌است.

    کمانچه کش ها

    سابقا نامی از دو کمانچه کش دوره ی صفویه میرزا محمد کمانچه ای و استاد معصوم کمانچه ای برده شد که متاسفانه اطلاع بیشتری از آنها ندارم. معروف ترین کمانچه کش دوره ی ناصری خوش نواز بوده است که کنت دوگوبینوی فرانسوی او را دیده و کمانچه اش را شنیده و در کتاب خود موسوم به سه سال در ایران از او نام برده است. دوست علی خان معیّرالممالک هم در کتاب خود از او ذکری به میان آورده، ولی چون این نوازنده معاصرِ مادرِ پدرش بوده و از او اطلاعی نداشته، شرحی درباره اش ننوشته. به هر حال طبق نوشته ی گوبینو این شخص معاصرِ آقا علی اکبر و در اوایل دوره ی ناصرالدین شاه از نوازندگان درباری بوده و شهرت بسزایی داشته و از معمّرین امروز هم کسی او را ندیده است.

    بعد از خوش نواز معروف ترین کمانچه کش دوره ی ناصری آقامُطلّب پدر محمد صادق خان است که نوازنده ی زبردستی بوده. این شخص نیز معاصرِ آقاعلی اکبر و حسن سنتور خان است که عکس او در بین نوازندگان درباری دیده می شود. در همین عکس نوازنده ی دیگری است به نام حسن خان که کمانچه می کشید و از شرح حال او بی خبرم.

    دیگر از کمانچه کش های معروف آن دوره اسماعیل خان است که نوازنده ی خوبی بوده و در تابلوی دیگری که از نوازندگان دوره ی ناصری در دست است با سایر اهل هنر دیده می شود. اسماعیل خان برادر کوچک تری داشته است به نام قلی خان که او هم کمانچه می کشیده و عکس او را در میان سایر نوازندگان بعدا ملاحظه می نمایید. به طوری که می گویند مهارت قلی خان از برادرش اسماعیل کمتر بوده است.

    کمانچه کش مشهور دیگری موسی کاشی است که کلیمی بوده و اغلب در کاشان اقامت داشته. آوازه ی شهرت او به گوش ظل السلطان رسیده و او را به اصفهان خواست و مدت ها در دستگاه او جزء نوازندگان مخصوص بود. کمانچه ی او شش سیم داشته؛ به این ترتیب که سیم های اول و دوم آن مضاعف بوده و سیم چهارم هم از زمان او معمول شده، زیرا تا قبل از او کمانچه فقط سه سیم داشته است.

    کمانچه کش های دیگری نیز کم و بیش شهرت داشته اند، مانند میرزا علی جان گنده و سه پسرش رضا و اکبر و حسن. رضا بعدها به شیراز رفته و در نزد قوام الملک شیرازی مقیم آن شهر شده است. اکبر هم از حسن بهتر می نواخته است. دیگر حسین معروف به کریم کور است که در عکسی که بعد خواهید دید سمت راست نفر اول از راست نشسته است. این نوازنده جزء دسته ی مطرب های سید احمد بوده است. دیگر مشهدی علی حسن معروف به بنا که نوازنده ی خوبی بوده و میرزا رحیم سابق الذکر که تعزیه خان بوده و کمانچه را هم خودش می نواخته است.

    همچنین میرزا غلام حسین پدر سماع حضور است که کمانچه ی مخصوصی هم اختراع کرده و از او باز هم سخن گفته خواهد شد. نوازنده ی دیگری هم در دستگاه نایب السلطنه بوده است به نام صفدر خان که با علی خان نایب السلطنه خواننده ی نامی همراهی می کرده است.

    کمانچه کش معروف دیگر که در دربار ناصری طرف توجه بوده، جواد خان قزوینی است. او تعزیه خان بوده و آوازی خوش داشته و کمانچه هم خوب می زده، مخصوصا وقتی به همراهی ساز خود می خوانده است بسیار مطلوب و دلنشین بوده. وصف او قبلا در صفحه ی 49 هم گذشته است.

    حسین خان

    نوازنده ی دیگری که در دوره ی اخیر شهرت بسیار داشت حسین خان اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان کمانچه کش سابقه الذکر است. حسین خان شاگرد عموی خود قلی خان و در آغاز امر جزء دسته ی مطرب های سرپولک تهران بوده. نظر به اینکه در نواختن این ساز مهارت بسیار پیدا کرده و با هنرمندان انجمن اخوت آشنا شده بود به تشویق ظهیرالدوله در سلک اِخوان صفایی درآمد تا روش مطربی را کنار بگذارد و به همین منظور کلاس مشق کمانچه دایر کرد و مشغول تعلیم شد. در جلسات انجمن اخوت هم _چنان که بعد خواهم نوشت_ شرکت می کرد و سولیست آتیه ی کنسرت های درویش و عارف به شمار آمده است. می گویند به همان اندازه که میرزا حسین قلی در تار مهارت داشت، حسین خان در کمانچه مسلط بود. در این زمان چون نواختن ویولن مرسوم شد اغلب کسانی که می خواستند ویولن بزنند از محضر او استفاده می کردند. از شاگردان او کسی که کمانچه زده، حسین یاحقی است.

    سایرین که ویولن می زدند و شهرت یافته اند از این قرارند: رکن الدین خان، ابوالحسن صبا، رضا ویولنی(برادر مرتضی محجوبی)، شهباز برمکی پسر ناصر همایون، ابراهیم منصوری و بسیاری دیگر که ذکر نامشان باعث طول کلام است.

    رامشگر

    دیگر از نوازندگان این ساز باقرخان رامشگر است که شاگرد موسی کاشی بوده. باقرخان اصلا اصفهانی است و در جوانی در همان شهر نزد استاد کمانچه زده، سپس وارد دستگاه بانوی عظما شده است. باقرخان می گوید: موسی در نواختن ساز مهارت و تسلط د اشت، ولی ردیفش فوق العاده نبود؛ زیرا پس از این که رامشگر داماد آقا حسین قلی شده، ردیف را به طور کامل ازین استاد آموخته است. باقرخان در کمانچه کاملا تسلط داشت و مخصوصا در نواختن رنگ ها خیلی سلیقه به خرج می داد و به سرعت و با آرشه های مخصوص کمانچه، به تندی اجرا می کرد. وی سه سفر برای پر کردن صفحه به خارج از ایران مسافرت کرده. سفر اول همراه آقا حسین قلی به پاریس رفته. سفرهای دیگر به همراهی درویش خان یک بار به لندن و یک بار هم به تفلیس عزیمت کرده و با سایر نوازندگان آهنگ هایی نواخته که ضبط شده است. کمانچه شش سیم را هم از استاد خود موسی اقتباس کرده است. اکنون هم که این سطور را می نویسم در سن هشتاد سالگی حیات دارد، ولی می گوید در حدود ده سال است که دیگر ساز نمی زند.

    چنگی

    کمانچه کش دیگر علی رضا خان چنگی است که شاگرد جواد خان قزوینی بوده. به طوری که می گوید از سن سیزده سالگی نواختن ساز را نزد استاد شروع و هفده ماه نزد وی کار کرده و همراه جواد خان به دربار مظفرالدین شاه رفته و جزء هیئت نوازندگان مخصوص شده است. نوازندگان و خوانندگان درباری این ها بوده اند: جواد خان، میرزا علی اکبر سنتوری، مراد خان(نوازنده ی تار)، غلام و حبیب(نوازندگان ضرب)، قلی خان و حاج قربان خان خواننده. بعد هم در دستگاه محمد علی شاه بوده و نوازندگی کرده است. علت رفتن دربار هم به مناسبت این بوده است که پدرش مستوفیِ آبدارخانه ی دستگاه سلطنتی بوده است. مدتی هم نزد داوود شیرازی پدر اسماعیل(معروف به ساقی) کار کرده؛ به این ترتیب که داوود با تار می نواخته و او با کمانچه تقلید می کرده است. علی رضاخان می گفت: استادش جوادخان متدین با ایمانی بود و در نیمه های شب به آواز خوش، حجاز می خواند و کمانچه می زد و با خداوند راز و نیاز می نمود. از جمله ی گفته های استادش است که «هرگز نگویید خوب ساز می زنم. بزنید، شنونده گان خود قضاوت خواهند کرد.» علی رضا خان کلاس مشق داشته و اسماعیل زرین فر خواهر زاده اش، شاگرد اوست. اینک که بیش از هفتاد سال دارد هنوز هم کمانچه می زند.

    یک اشاره

    این نکته را نیز اشاره می کنم که سیم های اول و دوم کمانچه، اول از ابریشم تابیده بوده و سیم سوم را سیم زرد می انداختند. بعد از این که ویولن به ایران آمد سیم اول را فنری کردند و سیم چهارم را هم از سیم های ماندولین استفاده نمودند. علت تغییر تارهای ابریشمی به سیم این بوده که رشته های ابریشمی زود به زود پاره می شد و کوک را هم نمی توانستند زیاد بالا ببرند. به جای کلفن{کلوفان} هم، ماده ای به نام "حسن لبه" که از "راتیانج" درست می شد به آرشه می مالیدند و آرشه را هم مضراب می گفتند.

    عارف در شرح حال خود می نویسد:

    " موسیقی قدیم و حتی بعضی از آلات موسیقی ایران در سایه ی بی احترامی از میان رفته است و تنها اثری از آنها در داستان ها مانده است.

    کمانچه مانده و سنتور و تار تا زود است                              به حکم شرع پرِ هر سه زود باز کنید

    کمانچه هم دارد جای خود را به ویولن می دهد و شاید عاقبتش بعد از حسین خان و باقرخان همان باشد که عاقبت دیگر افتخارات و آثار ملی "

    عارف در دنبال این مطلب از این که توجهی به حفظ آثار ملی نمی شود اظهار تاسف می کند. امیدوارم هنردوستان امروز نگذارند اندیشه های او جامه ی عمل پوشد و گذشته را جبران کنند و از حفظ و نگاهداری این هنر ملی غافل نمانندتا بعدها آیندگان را دچار تاسف نسازند.

    از کتاب : سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی(سه جلد در یک مجلد/نسخه کامل)

     

    اساتید کمانچه آموزشگاه موسیقی چکاد

  • کنترباس

     

    کنترباس

    بزرگترین و بم ترین عضو گروه سازهای آرشه ای است.در قسمت بالای بدنه، جدار خارجی مانند سه ساز دیگرخانواده ویولن گرد نیست، بلکه با انحنایی عکس انحنای آنها، کم وبیش درجهت مماس شدن با دسته پیش می رود.

    سطح سازدرعقب نیز- برخلاف سه ساز دیگر- گرده ماهی نبوده، بلکه صاف است.

    اختلاف دیگر این ساز درآن است که امروزه سیم های کنترباس به فاصله چهارم کوک می شود، به این ترتیب:

     نکته دیگراین است که در این سازاصوات عملا یک اکتاوبم تر ازنتی که برای آن مینویسند صدا می دهد، به این ترتیب، اصوات عملی سیم های چهارگانه بالا چنین است: E, A, D, G برخی از کنترباس ها دارای پنج سیم هستند، دو سیم (4و5) دراین نو کنترباس، به فاصله سوم کوک میشود.

    برخی دیگردراین ساز، چهارسیمه با همان کوک یاد شده در بالا است، ولی سیم بم (می) به یاری دستگاه مکانیکی که درسازتعبیه شده، می تواند تا فاصله سوم بزرگ (نت (( دو)) ) بم تر می شود و دوباره به کمک همان دستگاه نت ((می)) را بشنواند.

    در قرن نوزدهم  کمی قبل ار آن، کنتر باس ها دارای سه سیم بوده اند.

    کنترباس ساز باس گروه سازهای زهی آرشه ای است. محدوده ای که در ارکستراز این ساز استفاده می شود، از E2تا B4است که یک اکتا و بم تر صدا می دهد. در قسمت های سولونت های بالاتربا استفاده ازهارمونیک های طبیعی تولید میشوند. کنترباس روی یک پایه قابل تنظیم استوار است. نوازنده به طور ایستاده یا نشسته( روی یک صندلی بلند) ساز را با بدن وزانوی سمت چپ نگه می دارد و آن را می نوازد. تقریبا تمام نوازنده های کنتر باس ازساز بزرگ استفاده می کنند ولی بعضی نوازنده های سولومدلهای کوچکتر راترجیح می دهند که قابل انعطاف ترند ونواختن آنها آسان تراست. البته مدلهای کوچکترکیفیت صداهای واقعی کنترباس را ندارند.

    در مقایسه با سازهای دیگر خانواده ویولن، دو تفاوت جزیی در ساختارکنترباس وجود دارند. شانه های این ساز، شیب دارهستند و ته خمیده، و به دلیل ضخامن سیم ها برای کوک کردن ساز، از چرخ دنده دار درجعبه ی گوشی ها استفاده می شود. یک کنترباس تنها، به رغم اندازه ی نسبتا بزرگش، صدای نسبتا کمی دارد.

    سولوهای کنترباس معمولا ضعیف و دور صدا می دهند، مانند شروعموومان دوم سمفونی شماره یک مالر، برعکس، یک گروه یا بخشی از باس ها، مثل تریوی موومان سوم سمفونی شماره ی پنج بتهون می توانند خوب و رسا صدا دهند.

    به دلیل ضخامت وسنگینی سیم ها، کنترباس از سازهای زهی دیگر کندتر است. این موضوع باید هنگام دوبل کردن کنترباس با ویلنسل ها در قطعات سریع در نظر گرفته شود. بعضی قسمتهای قطعه ی بتهون برای قسمت باس صدای مبهمی دارند، به ویژه وقتی با ارکسترهای بزرگ تر امروزی نواخته میشوند.

    به دلیل ضخامت بلندی سیم های کنترباس حتی فواصل کوچک نیز نسبت به هم فضای وسیعی دارند، مثلا در پوزیسیونهای پایین تر(بم تر) انگشت اول تا چهارم، فاصله دوم بزرگ را در بر می گیرند. در کنترباس انگشت سوم به تنهایی تا پوزیسون پنجم استفاده نمی شود اما با انگشت چهارم روی ساز قرار می گیرد. بنا براین از پوزیسیون های اول تا پنجم فقط انگشتهای اول، دوم و چهارم استفاده می شوند. فقط در پوزیسیون ششم گاهی انگشت سوم، و بعد از پوزیسون هفتم انگشت شست نیزبه کار گرفته می شوند.

    نکته مهمی که باید در نظر گرفته شوداین است که حرکت به سمت محدوده های بالاترروی کنترباس، با فواصل کوچک و پرش های کوچک، بهتر انجام می شود. از انجا که نوازنده باید دست چپش را مستقرکند، به خاطر ضخامت زیاد سیم در محدوده های بالاتر با مشکل روبهرو می شود. البته استفاده از این محدوده بالاتردر موسیقی ارکستری وقتی آهنگسازبداند چطور صدای مورد نظر را از نوازنده بخواهد، بسیارموثرخواهد بود.

    استفاده ازکنترباس در گذشته

     در دوره باروک و کلاسیک، تا زمان بتهون، در بسیاری از کارهای آهنگسازان، کنترباس با ویلنسل دوبل می شد.بخش های مستقل باس، بجزبعضی پارتیتورهای اپرا،در این دوره به ندرت در کارهای ارکستری یافت می شوند.

    وقتی آهنگسازان خط های باس کمرنگ تر می خواستند، در بخش های ویلنسل عبارت senza basso ووقتی می خواستند دوباره کنترباس بنوازد عبارت+basso  را می نوشتند.

     

    آکوردهای چند صدایی

    استفده ازاکوردهای دو، سه و یا چهارصدایی برای کنترباس خطرناک است و درکارهای ارکسترال باید از انها دوری کرد، مگر اینکه یک یا دو نت نورد نظردست باز باشند. در پوزیسیونهای بالاتر، به دلیل نزدیک بودن نت ها، توقف های دوبل امکان پذیراست، اگرچه دستورdivisi برای آسان تر کردن این توقف ها باید به کار گرفته شود. به رغم استثناهای زیاد، برای تولید آکوردهای دو صدایی ( نه در سیم دست باز) باید با احتیاط برخورد شود، مگر اینکه تاثیرات ویژه مد نظر باشند.

     

     

  • ویولن

     

    ویولن

    ویولن یک ساز زهی و آرشه‌ای است و کوچک‌ترین عضو سازهای زهی آرشه‌ای  محسوب می شود.ویولن دارای چهار سیم است که کوک آن ها از زیر به بم به ترتیب می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم ) می باشداصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله پنجم درست تشکیل می‌دهند.ویولن از جمله سازهای بدون دستان (پرده) می باشد و به همین دلیل  قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچک‌تر از آن و  همچنین فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی را نیز اجرا نماید.

     ویلن حدود1550 م. با اقتباس از فیدل (کمانچه) ، ربک و (( لیردابراچیو)) ی قرون وسطی ابداع شد. جزئیات تکامل این سازکاملا روشن نیست اما ویلن های اولیه هم دارای چهارسیم، گوشی کوک در کنار دسته، جدارهای کنگره دارو شیارهای صوتی F مانند بودن و اختلاف زیادی با ویولن های امروزی نداشتند.درایتالیا از قرن شانزدهم ساختن ویولن آغاز شد و بعدها توسط استرادیواری(stradivari) گوارنری(Guarneri) وآماتی(Amati) به اوج شکوفایی خود رسید. درطول قرن هجدهم نوازندگان چیره دست و آهنگسازانی چون ویوالدی و تارتینی، گستره وسیعی به تکنیک نواختن این سازبخشیدند.

     

    ویولن درمحدوده ی سوپرانوی بخش سازهای زهی آرشه ای است و هنگام نواختن، آن را روی شانه چپ می گذارند و با سمت چپ چانه، و از قسمت پایین با بازو و دست چپ، آن را ( از گردن ساز) نگه می دارند. تمام تکنیک ها و افکت های رنگی گفته شده، در این ساز قابل اجرا هستند.

     

    کوک، محدوده صوتی و انگشت گذاری ویولن

     موسیقی برای ویولن در کلید سل نوشته می شود. اعداد رومی بالای خطوط حامل در شکل زیر، نشان دهنده سیم های ویولن هستند.

     محدوده صوتی ویولن

     محدوده کاربذد ویولن (بدون استفاده ازهارمونیک ها) ازG تا E7 است اما در موسیقی های تک نوازی یا در ارکستر مجلسی تا B یا حتی بالاتر ازآن نیز امکان پذیر است. باید توجه داشت که کنترل کوک دقیق در محدوده ی خیلی بالا در هر نوع ساز زهی مشکل است. در دوره ی کلاسیک، محدوده ویولن تا A بود. بعد از پوزیسیون هفتم، جایی که نت (لا) بالاترین نت است فضای بین انگشت ها کوچک تر می شود.

     

    انگشت گذاری ویولن

     

    انگشت گذاری برای پنج پوزیسیون اول در ویولن مطابق این نمودار است:

    توجه داشته باشید که نت G سیم دست باز تا C# فقط در یک سیم قابل دسترسی هستند. از نت D4 هر نت می تواند روی بیشتر از یک سیم نواخته شود.

    مثلا D4 را می توان با سیم دست بازیا با انگشت چهارم روی سیم G درپوزیسیون اول نواخت. همچنین می توان با انگشت سوم روی سیم G در پوزیسیون دوم، یا با انگشت دوم روی سیم G در پوزیسیون سوم و یا با انگشت اول روی سیم G در پوزیسیون پنجم نواخت.

    اگرآهنگساز یا ارکستراتور(تنظیم کننده ی اثر برای ارکستر) با انگشت گذاری سازآشنایی کامل داشته باشد، برای تولید تمبر(رنگ صوتی) خاص در اثر، انگشت گذاری را در پارتیتور مشخص می کند. تولید تمبر خاص، به این شکل است که مثلا سیم های دست باز صدای خاصی دارند و در قطعات با تمپوی سریع، ترکیب نت های سیم های دست باز و گرفته شده، صدای نا موزونی نمی دهند. اما در قطعات با تمپوی کند و تاثیرگذار، آهنگساز خواهان آن است که تمام تن ها رنگ یکسانی داشته باشند.

    نواختن روی یک سیم در ساز ویولن

    اگر آهنگساز و یا ارکستراتور نیاز داشته باشد بخشی منحصراَ روی یک سیم نواخته شود ، آن بخش باید واژه SUL به اضافه­ی نام سیم ذکر شوند. مثلا  sul D یا sul A. فرانسوی ها بیشتر ترجیح میدهند از اعداد رومی استفاده کنند و این قاعده برای تمام سازهای این خانواده صدق میکند.

    سیم سل(G) ویولن

    سیم سل ضخیم ترین و رساترین سیم از چهار سیم ویولن است و همانطور که نوازنده به پوزسیونهای بالاتر در این سیم می رود ، به علت کوتاه تر شدن ویبراسیون صدا فشرده تر می شود.

    سیم لا(A)ویولن

    ویژگی های صدای سیم لا در پوزسیون اول بسیار چشمگیر و مورد توجه است. این سیم در پوزسیونهای بالاتر شفافیت و قدرت خود را از دست میدهد. پوزسیونهای بالاتر برای قسمتهای تغزلی مناسب اند و اگر در آنها شفافیت و درخشندگی مورد نظر باشد نوازنده باید از سیم می ( E ) برای بقیه قسمت استفاده کند.

     اجرای آکوردهای چند صدایی( multiple stops) در ساز ویولن

    در کارهای ارکستری معمولا راحت ترین آکورد های دوتایی استفاده می شوند. بویژه برای افکت های آکوردی یا قطعات پرصدا. از آنجا که ارکستر سمفونیک حداقل شانزده ویولن اول و چهارده ویولن دوم دارد قسمتهایی که برای یک نوازنده نواختن آن مشکل است با divisi آسان می شوند.

    هارمونیک ها(harmonics)

     

    گاهی اوقات در یولن تنها و موسیقی مجلسی آهنگساز از نوازنده میخواهد تا هارمونیک های مصنوعی متفاوت با آنچه در بخش کل سازهای زهی بحث شد تولید کند. این روش به ندرت در کارهای ارکستر استفاده میشود زیرا تنهای تولید شده در این روش ضعیف اند. از آنجا که تولید هارمونیک های مصنوعی در بحث زیر آسانترین راه برای نواختن است این روش در پارتیتورهای ارکستری بیشتر دیده می شود.

     

     

     

     

    از نوازندگان مطرح ویولن می توان به آنتونیو ویوالدی (۱۷۴۱-۱۶۷۸) ، نیکولوپاگانینی( ۱۷۸۲- ۱۸۴۰) و یهودی منوهین(۱۹۱۶ -۱۹۹۹) اشاره کرد.

    آشنایی با استاد ویولن آموزشگاه موسیقی چکاد

نشانی: تهران (غرب)، بلوار مرزداران، ابتدای بلوار شهید سرتیپ بهرام آریافر،نبش خیابان خلیج فارس، پلاک 10، ساختمان نگین خلیج فارس،  واحد 7

تلفن : 44245641-44246229 (021)

ایمیل: info@chakadmusic.com

اینستاگرام آموزشگاه موسیقی چکاد   گوگل پلاس آموزشگاه موسیقی چکاد   کانال ویدئوهای آموزشگاه موسیقی چکاد در آپارات

 

logo-samandehi