آشنایی با مبانی موسیقی (تئوری موسیقی)

تمرین در خانه
  • تاریخ ایجاد: 29 مرداد 1401

نغمه و صدا در موسیقی

همه می دانیم که موسیقی، پیش از هرچیز، از صوت یا صدا ساخته می شود. به عبارت دیگر، بدون صدا هیچ نوع موسیقی ای وجود نخواهد داشت. بنابراین، قبل از هرچیز، صدا و مسایل مربوط به آن تعریف می شود.

 صدا در موسیقی

صدا از ارتعاش اجسام به وجود می آید. هنگامی که جسمی مرتعش می شود هوای اطراف خود را نیز به ارتعاش در می آورد. به این ترتیب، صدایی تولید می کند که توسط همین هوا منتقل می شود و به گوش ما می رسد. تماس هوا با اجسام هم (مثل وزش باد در میان سیم های برق) آنها را به ارتعاش در می آورد و ایجاد صدا می کند.

توجه: بدون هوا یا هر سیال دیگری (گاز یا مایع) صدایی وجود نخواهد داشت. اگر جسمی در خلاء مرتعش شود صدایی تولید نمی کند. جسمی که مرتعش می شود و صدا تولید می کند می تواند مایع،گاز یا جامد باشد. این جسم مرتعش را منبع صوت می نامند. بعضی صداها دارای ارتعاش منظمی هستند. یعنی کاملا معلوم است اجسامی که این صداها را به وجودمی اورند در یک ثانیه چند بار نوسان می کنند، مثل صدای تار، پیانو، نی، کمانچه و مانند آنها.

فرکانس یا بسامد در موسیقی

تعداد ارتعاشات یک جسم در ثانیه را فرکانس یا بسامد می نامند که واحد سنجش آن  هرتزاست.

  • تجربه کنیم: یک کوکه (دیاپازون) شاخه ای را به ارتعاش درآورید(از نوع کوکه هایی که صدای (لا)ی میان خط دوم در کلید سل را تولید می کنند).این کوکه هنگام برخورد با یک جسم 440 بار در ثانیه نوسان می کند(یعنی فرکانس آن 440هرتزاست) که همان فرکانس یا بسامد نت (لا) است. ارتعاشات شاخه های این کوکه به قدری سریع و ریزاست که به سختی دیده می شوند.

بعضی صداها دارای ارتعاش منظمی نیستند. یعنی معلوم نیست اجسامی که این صداها را به وجود آورده اند چند بار در ثانیه نوسان می کنند، مثل صدای قاشقک، شکستن شیشه و مانند آنها.

صدا، علاوه بر بسامد، مشخصات دیگری نیز دارد که عبارتند از: شدت، کشش و رنگ یا طنین. شدت صدا کیفیتی است که صدای قوی را از صدای ضعیف متمایز می کند. کشش (یا دیرند) کیفیتی است که صدای طولانی را از صدای کوتاه متمایز می کند و رنگ یا طنین کیفیتی است که صداهای تولید شده از منابع صوتی مختلف (مثلا تار یا کمانچه یا پیانو) را از هم متمایز می کند.

نغمه در موسیقی 

نغمه در لغت به معنای آوا، آواز و نوا است. در ادبیات به معنای سرود وآهنگ نیز به کار رفته است. اما در رسالات موسیقی معناهای متفاوتی دارد که رایج ترین آنها صدایی است که دارای بسامد مشخص و ثابتی باشد.

امروزه تقریبا در همه جای دنیا از شیوه نغمه نگاری اروپایی برای ثبت موسیقی استفاده می شود. اما شیوه های دیگری  هم نزد اقوام و ملل مختلف وجود دارد. مثلا چینی ها، هندی ها، و تبتی ها به شیوه های خاص خود نغمه نگاری می کنند.

در ایران قدیم، یکی از روشهای دانشمندان موسیقی شناس برای نغمه نگاری استفاده از حروف ابجد بوده است. این حروف همان حروف الفبای فارسی است که به ترتیب خاصی به دنبال هم می آیند:        ا ب ج د (اَبجَد) ، ه و ز(هَوَّز)، ح ط ی (حُطّی)، ک ل م ن (کَلَمَن)، س ع ف ص (سَعَفَص)، ق ر ش ت (قَرَشَت) ، ث خ ذ (ثَخِذَ)، ض ظ غ (ضَظِغَ).

زیر و بمی نغمه: وقتی بسامد یک نغمه از بسامد نغمه ی دیگر بیشتر باشد نغمه ی اول زیرتر از نغمه ی دوم است. مثلا فرض کنید جسمی 440 بار در ثانیه ارتعاش کند و جسمی دیگر 220 بار در ثانیه. در این صورت، صدایی که جسم اول تولید می کند زیرتر از صدای تولید شده توسط جسم دوم است.

مثال: اگر تسمه ای را با سرعت های مختلف در هوا بچرخانند، وقتی سرعت چرخاندن تسمه زیاد می شود صدا نیز زیرتر می شود.

تذکر: در فیزیک و تئوری موسیقی غرب، به جای اصطلاحات زیر وبم، از اصطلاحات بالا و پایین استفاده می شود. یعنی نغمه ای را که بسامد آن زیاد است بالا می نامند و نغمه ای را که بسامد آن کم است پایین می نامند. در این کتاب نیز از این دو اصطلاح درکنار اصطلاحات (زیر) و (بم) استفاده شده و لازم است هنرجو با هر دو آنها آشنا شود.

آیا توجه کرده اید نحوه ی نام گذاری اول (زیر و بم) درست عکس نحوه ی نام گذاری دوم (بالا و پایین) است؟ در اولی که به صدایی که بسامد زیادی داشته باشد زیر می گوییم و در دومی همین صدا را بالا می نامیم. می دانید که (زیر) در فارسی به معنای (پایین) ودرست عکسِ (بالا) است. در عین حال (بم) نیز در فارسی به معنای بالا است و در نتیجه درست عکس پایین در نام گذاری دوم است.

نباید تصور کرد که یکی از این نام گذاری ها (درست) ودیگری (غلط) است. فرنگ های مختلف تصورهای مختلفی از کیفیت صداها دارند که می توانند گاهی درست عکس یکدیگر باشند. علت این نام گذاری ها چیست؟  نمی توان پاسخ دقیقی به این پرسش داد. ولی در مورد ایرانی ها می توان تصور کرد که زیر یا بم دانستن صداها،  به ساختمان عود که مهم ترین سازموسیقی ما بوده ارتباط داشته است. در عود (و سازهای مشابه آن) صدای سیم های پایین بسامد بیشتری نسبت به صدای سیم های بالا دارند. به همین دلیل، بسامد بیشتر با مفهوم (پایین) یا (زیر) مترادف شده است و بسامد کمتر با مفهوم (بالا) یا (بم). اصطلاحات (پایین دسته) و (بالا دسته) در سازمانهایی مثل تار و سه تار نیز با این مفاهیم سازگاری دارند. در اروپا هنگامی که نت نویسی به شیوه ی تازه ابداع شد فقط یک خط حامل وجود داشت. احتمالا چون نت های با بسامد بیشتر را بالای خط حامل مد نوشته اند و نت های با بسامد کمتر را پایین خط حامل، از همان ابتدا مفاهیم (بالا) و (پایین) به ترتیب با بسامدهای بیشتر و کمتر منطبق شده است.

نکته: در گفت و گوهای عادی میان مردم اصطلاحات دیگری نیز برای زیر و بمی صداها به کار می رود. مثلا صدای زیر را نازک و صدای بم را کلفت می گویند.

در رساله های قدیمی موسیقی ایرانی نیز از اصطلاحات (حِدَّت) و( ثِقل) یا (تیزی) و (گرانی) برای زیری و بمی استفاده شده است. (حِدَّت) و (تیزی) معادل (زیری) و (ثِقل) و (گرانی) برای زیری و بمی استفاده شده است. (حِدَّت) و( تیزی) معادل (زیری) و (ثِقل) و گرانی) (سنگینی) معادل (بمی) است.

محدوده شنوایی طبیعی انسان: انسان نمی تواند همه ی صداهای موجود در طبیعت را بشنود. اگربسامد صدایی کمتر از 16 هرتز یا بیشتر از 20000 هرتزباشد گوش انسان قادر به شنیدن آن نخواهد بود. بنابراین، محدود شنوایی طبیعی انسان از بسامد 16 هرتز تا 20000 هرتز است. البته همه صداهایی که گوش انسان قادر به شنیدن آنها است در موسیقی کاربرد ندارند.صداهایی که به طور کلی در موسیقی های مختلف به کار می روند بسامدشان بین 16 تا 7000 است.

فاصله (بعد) در موسیقی

اختلاف زیرو بمی دونغمه را فاصله یا بعد می نامند. به عبارت دیگر، وقتی بسامد دو نغمه با یکدیگر تفاوت دارد، این دونغمه از یکدیگر فاصله دارند.

فاصله های هماهنگ ولحنی: اگردونغمه همزمان شنیده شوند فاصله میان آنها را فاصله ی هماهنگ (هارمونیک) می گویند و اگر به دنبال یکدیگر بیایند فاصله میان آنها را فاصله ی لحنی (ملودیک) می گویند. فاصله بین دو نغمه را به شیوه های مختلف اندازه می گیرند و به آنها نام های مختلف می دهند. در اینجا فاصله ها با استفاده ازیکی از این شیوه ها که از قدیم در ایران مرسوم بوده است معرفی می شوند.

سه فاصله ی بسیارمهم در موسیقی

  1. هنگام یا ذی الکل یا اکتاو: زمانی که دو نغمه کاملا به هم شبیه اند، اما یکی زیرتر ودیگری بم تر است فاصله میان آنها یک یا چند هنگام یا ذی الکل (بخوانید:ذِل کُلّ) است.

(هنگام) واژه ی فارسی،(ذی الکل) واژه عربی و (اکتاو) واژه فرانسوی برای این فاصله است.

این فاصله را چگونه اندازه می گیرند؟ این کار بسیار ساده است. اگر طول یک سیم را نصف کنیم نغمه ای که از نواختن نصف سیم حاصل می شود یک هنگام زیرتر (بالاتر) از نغمه ای است که با نواختن تمام طول سیم شنیده می شود.

  • تجربه کنیم: طول سیم اول (پایین) تار یا سه تار را اندازه بگیرید(از شیطانک تا خرک). حالا طول سیم از خرک تا پرده یا دستان دو را ( که یک هنگام بالاتر از سیم دست باز است) نیز اندازه بگیرید. خواهید دید که این طول (اگر ساز شما درست پرده بندی شده باشد) نصف (2/1) طول تمام سیم است. اندازه گیری این فاصله به شیوه های دیگر و درسازهای دیگر نیز ممکن است.

دقت کنید: وقتی شما پرده یا دستان دو را با انگشت خود می گیرید، به این معنی است که طول سیم را نصف کرده اید زیرا نیمی از سیم که پشت انگشت شما قرار دارد به ارتعاش در نمی آید.

اگر طول سیم یک ساز را نصف کنیم بسامد آن دو برابر می شود. بنابراین وقتی یک نغمه به اندازه یک هنگام بالاتر از نغمه دیگر باشد بسامد آن دو برابر این نغمه خواهد بود.

مثال: اگر نغمه ی سیم اول تار، دو زیر خط حامل (در کلید سل) با بسامد تقریبی 261 هرتز باشد بسامد هنگام آن، یعنی دو میان خط سوم، HZ 522=2*261 خواهد بود.

  1. پنجم درست یا ذی الخمس: سیمی از تار یا سه تار را به ارتعاش درآورید و نغمه حاصل از آن را به خاطر بسپارید. حالا این سیم را به سه قسمت مساوی تقسیم کنید و با قرار دادن انگشت روی فاصله3/1 (از شیطانک) دو قسمت دیگر را به ارتعاش درآورید. فاصله نغمه ای که حاصل می شود با نغمه اول، یک پنجم درست یا ذی الخمس(بخوانید: ذِل خَمس) است.
  • تجربه کنیم: طول سیم اول تار یا سه تار، از خرک تا پرده یا دستان سل را (که یک پنجم درست بالاتر از سیم دست باز است) اندازه بگیرید. خواهید دید که این طول (اگر ساز شما درست پرده بندی شده باشد) 3/2 طول تمام سیم است.

مثال: اگر نغمه ی سیم اول تار، دوِ زیرِخطِ حامل (در کلید سل) با بسامد تقریبی 261 هرتز باشد بسامد پنجم درست آن، یعنی نغمه سل، HZ 5/391=2/3*261 خواهد بود.

  1. چهارم درست یا ذی الاربع: سیمی از تار یا سه تار را به ارتعاش درآورید و نغمه حاصل از آن را به خاطر بسپارید. حالا این سیم را به چهار قسمت مساوی تقسیم کنید و با قراردادن انگشت روی فاصله 4/1 (از شیطانک) سه قسمت دیگر را به ارتعاش درآورید. فاصله نغمه ای که حاصل می شود با نغمه اول یک چهارم درست یا ذی الاربع (بخوانید: ذِل اَربَع) است.
  • تجربه کنیم: طول سیم اول تار یا سه تار، از خرک تا پرده یا دستان فا را ( که یک چهارم درست بالاتر از سیم دست باز است) اندازه بگیرید. خواهیددید که این طول (اگر ساز شما درست پرده بندی شده باشد)4/3 طول تمام سیم است.

مثال: اگر نغمه سیم اول تار، دو زیر خط حامل (در کلید سل) با بسامد تقریبی 261 هرتز باشد بسامد چهارم درست آن، یعنی نغمه فا، HZ 348 =3/48261 خواهد بود.

این فاصله ها را ملایم می نامند زیرا نغمه های آنها وقتی به صورت همزمان شنیده شوند برای شنونده خوشایند خواهد بود. به عبارت دیگر، فاصله هماهنگ (هارمونیک) هنگام، پنجم درست و چهارم درست فاصله های ملایم به حساب می آیند. این فاصله های هماهنگ (هارمونیک) که در بسیاری از موسیقی های دنیا رایج اند، در موسیقی ایرانی نیزکاربرد فراوانی دارند.

چهارفاصله ی مهم دیگر در موسیقی (انواع دوم ها)

چهار فاصله مهم دیگر در موسیقی ایرانی وجود دارند که چون اندازه گیری آنها کمی پیچیده تر است فقط به معرفی آنها اکتفا می شود. این فاصله ها همه از خانواده دوم ها هستند.

  1. فاصله ی نغمه ی دو تا نغمه ی ر( و فاصله های مشابه) را در موسیقی ایرانی طنینی می نامند و آن را با حرف (ط) نشان می دهند. این همان فاصله ای است که در موسیقی غربی به آن دوم بزرگ می گویند. بنابراین فاصله طنینی برابر با یک پرده است.
  2. فاصله نغمه ر تا نغمه می بِمُل (و فاصله های مشابه) را در موسیقی ایرانی بقیه می نامند و آن را با حرف (ب) نشان می دهند. این همان فاصله ای است که در موسیقی غربی به آن دوم کوچک می گویند. بنابراین فاصله بقیه برابر با نیم پرده است.
  3. فاصله نغمه ر تا نغمه می کُرُن (و فاصله های مشابه، مثل می تا فاسُری) را در موسیقی ایرانی مُجَنَّب می نامند و آن را با حرف (ج) نشان می دهند. بنابراین، فاصله مُجَنَّب بزرگتر از نیم پرده و کوچک تر از یک پرده است. این فاصله در موسیقی غربی وجود ندارد. در کتاب نظری به موسیقی، نوشته روح الله خالقی، این فاصله دوم نیم بزرگ نامیده شده است.
  4. فاصله ی نغمه ی رکُرُن تا نغمه ی می (و فاصله های مشابه) را می توان در موسیقی ایرانی بیش طنینی نامید. این فاصله را در برخی رسالات با حرف (ه) نشان داده اند و ما نیز در این کتاب از همین نشانه استفاده خواهیم کرد. بنابراین، فاصله ی بیش طنینی بزرگ تر از یک پرده و کوچک تر از یک ونیم پرده است و از مجموع یک مُجَنَّب و یک بقیه به دست می آید. این فاصله در موسیقی غربی وجود ندارد. در بعضی تئوری های موسیقی ایرانی، این فاصله دوم بیش بزرگ نامیده شده است.

اگر مایل باشید می توانید فاصله ی طنینی را به این صورت اندازه گیری کنید:

طول سیم از خرک تا پرده ی ر  را (که یک طنینی بالاتر از سیم دست باز است) اندازه بگیرید. خواهید دید که این طول ( اگر ساز شما درست پرده بندی شده باشد) 9/8 طول تمام سیم است.

مثال: اگر نغمه سیم اول تار، دو زیر خط حامل (در کلید سل) با بسامد تقریبی 261 هرتز باشد بسامد یک طنینی بالاتر ازآن، یعنی نغمه ر، HZ 6/293=8/9*261 خواهد بود.

در زیبایی شناسی موسیقی ایرانی، چهار فاصله فوق اگر به صورت همزمان نواخته شوند همه ناملایم هستند اما اگر به صورت پی در پی نواخته شوند کاملا ملایم اند. به عبارت دیگر فاصله های هماهنگ (هارمونیک) طنینی، بقیه، مُجَنَّب و بیش طنینی ناملایم هستند اما فاصله های لحنی (ملودیک) طنینی، بقیه، مُجَنَّب و بیش طنینی ملایم اند.

در رساله های قدیمی موسیقی ایرانی به سه فاصله اول (یعنی طنینی، بقیه و مُجَنَّب ) ابعاد           ثُـلثه ی لحنیه می گفتند. ثلاثه یعنی سه گانه و لحنیه یعنی ملودیک (لحن= ملودی) . به عبارت دیگر آنها را فاصله های سه گانه ی ملودیک می نامیدند زیرا برای ساختن ملودی از آنها استفاده می شود و اگر آنها را همزمان بنوازند ناخوشایند صدا خواهند داد.

نکته مهم: ملایم یا نا ملایم دانستن فاصله ها یک چیز مطلق نیست و فرهنگ های مختلف، ذوق و سلیقه های مختلف در این زمینه دارند. یک فاصله ممکن است در یک فرهنگ ملایم به حساب آید اما در فرهنگی دیگر ناملایم محسوب می شود. در نتیجه باید گفت که ملایم یا ناملایم دانستن فاصله ها به زیبایی شناسی و حافظ تاریخی اقوام و فرهنگ ها بستگی دارد. البته بعضی فاصله ها مثل سه فاصله ی مهمِ هنگام، پنجم درست و چهارم درست، تقریبا در همه فرهنگها ملایم دانسته می شوند.

فاصله های لحنی (ملودیک) نا ملایم در موسیقی

در موسیقی ایرانی اجرای دو فاصله ی بقیه یا سه فاصله ی طنینی به صورت پی درپی ناملایم محسوب می شود و معمولا فاصله های ملودیک بیش از پنجم درست به کار برده نمی شوند. همچنین سه فاصله ی مُجَنَّب نیز به صورت پی درپی امروزه در موسیقی ایرانی کاربرد ندارند.

اکنون می توانیم فاصله های پنجم درست (ذی الخمس) و چهارم درست (ذی الاربع) را به شکل دیگری تعریف کنیم. فاصله پنجم درست، از سه طنینی و یک بقیه تشکیل شده است: پنجم درست یا ذی الخمس=ط+ط+ط+ب

توجه: مسلما فاصله پنجم درست می تواند از ترکیب فاصله های دیگر نیز به دست آید، اما در اینجا برای سهولت یادگیری یکی از این ترکیبات انتخاب شده است. در ضمن ترتیب فوق می تواند رعایت نشود. به عبارت دیگر پنجم درست از مجموع سه طنینی و یک بقیه با هر ترتیبی به دست می آید (مثل ط+ب+ط+ط یا ب+ط+ط+ط و غیره).

مطالب فوق برای بقیه ی فاصله هایی که در پی می آیند نیز صادق است.

فاصله چهارم درست از دو طنینی و یک بقیه تشکیل شده است.

چهارم درست یا ذی الاربع=ط+ط+ب

صدا یا نغمه ی هیچ سازی یک صدای ساده نیست بلکه هر نغمه از مجموعه نغمه هایی تشکیل شده است که در شرایط معینی می توان تعدادی از آنها را شنید. مجموع این نغمه ها را طیف یا نغمه های فرعی صدای مبنا یا اصوات هارمونیک می نامند.

صدای مبنا هارمونیک اول به حساب می آید و بسامد هارمونیک های بعدی به ترتیب دو برابر، سه برابر، چهاربرابر… صدای مبنا است.

بعضی از نسبت هایی که هنگام اندازه گیری فاصله ها در بالا با آنها آشنا شدیم در این اصوات هارمونیک به روشنی دیده می شوند. مثلا:

– بسامد هارمونیک دوم که یک هنگام با صدای مبنا فاصله دارد دو برابربسامد صدای مبنا است.

-هارمونیک های دوم و سوم ( دو و سل با کلید فا) که یک پنجم درست با هم فاصله دارند نسبت بسامدهایشان 3/2 است.

-هارمونیک های سوم و چهارم (سل و دو) که یک چهارم درست با هم فاصله دارند، نسبت بسامدهایشان4/3است ( فاصله های هنگام و پنجم و چهارم را به این علت که از نخستین و روشن ترین هارمونیک های یک صوت به دست می آیند(( درست )) می نامند.)

فاصله های دیگر در موسیقی

1.فاصله های همصدا (یکم درست) که مشابه همین فاصله در موسیقی غربی است.

2.فاصله دو تا می( و فاصله های مشابه) را که از دو طنینی تشکیل شده است سوم بزرگ می نامند.

3.فاصله دو تا می بمل ( و فاصله های مشابه) را که از یک طنینی و یک بقیه تشکیل شده است سوم کوچک می نامند.

  1. فاصله دو تا می کرون ( و فاصله های مشابه) را که در موسیقی غربی و جود ندارند و از یک طنینی و یک مُجَنَّب تشکیل شده است سوم نیم بزرگ می نامند.

تذکر: همان گونه که گفته شد فاصله های ملودیک بیش از پنجم درست معمولا در موسیقی ایرانی کاربرد ندارند.

جدول فاصله ها در موسیقی

فاصله هایی را که شناختیم می توانیم به صورت زیر، از کوچک به بزرگ طبقه بندی کنیم:

الف) دوم ها

  1. بقیه: ب
  2. طنینی: ط
  3. مُجَنَّب: ج
  4. بیش طنینی: ج+ب

ب) سوم ها

  1. سوم کوچک: ط+ب
  2. سوم نیم بزرگ: ط+ج
  3. سوم بزرگ: ط+ط

ج) چهارم درست یا ذی الارابع: ط+ط+ب

د)پنجم درست یا ذی الخمس: ط+ط+ط+ب

ه) هنگام یا ذیالکل: چهارم درست + پنجم درست

توجه: در جدول فوق، از بقیه کوچک تر فاصله ای وجود ندارد اما حتما متوجه شده اید که فاصله کوچکتری ( مثلا میان می بمل و می کرن) نیز در پرده بندی تار موجود است که اصطلاحا آن را ربع پرده می نامند. از این فاصله در موسیقی ایرانی عملا بسیار به ندرت استفاده می شود و به همین دلیل از شرح آن صرف نظر شده است. در ضمن، اندازه ربع پرده کاملا تقریبی است.

پرسش و پاسخ 0

بحث درباره این مقاله را شما آغاز کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات