کیهان کلهر

  • «صبح» اثری از «هومان رومی» استاد کمانچه آموزشگاه موسیقی چکاد

    آلبوم موسیقی «صبح»، اثری از «هومان رومی»، از سوی مؤسسه ی فرهنگی و هنری «راوی» منتشر شد.

    به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، آلبوم موسیقی دستگاهی «صبح»، اثر تازه ای از هومان رومی است که مشتمل بر قطعاتی چون «خلوت صبح »، «در انتظار صبح»، «بامداد پگاه»، «پیام آور صبح»، «صبح و

    آوازهای مویه»، «زنگ شتر»، «نغمه زابل» و «مخالف سه گاه» و در مایه ی سه گاه به اجرا در آمده است.

    این اثر در استودیو «پاییز» به نظارت «حسن خدایی نیا»، به ضبط رسیده و توسط پخش «ایرانگام هنرشهر» در مراکز معنبر فروش توزیع شده است. طراحی جلد آلبوم بر عهده ی «نازنین خزایی» و عکاس آن «فرانک شرق آرا» بوده است.

    شایان ذکر است که آلبوم «صبح»، از «هومان رومی»، از سوی شرکت «راوی» منتشر شده و علاقمندان می توانند این اثر را از مراجع معتبر فروش بازار موسیقی تهیه کنند.

     

    بیوگرافی استاد هومان رومی، مدرس کمانچه در آموزشگاه موسیقی چکاد

  • آموزش کمانچه - هومان رومی

     هومان رومی، نوازنده و مدرس کمانچه 

    فارغ التحصیل رشته نوازندگی ساز ایرانی (کمانچه) از دانشگاه هنر تهران

    هومان رومی کمانچه را نزد اساتید بزرگی چون استاد کیهان کلهر، استاد علی اکبر شکارچی، استاد هادی منتظری  و استاد احمد مراحمی فراگرفته است.

    ایشان اجراهای متعددی به صورت تکنوازی و گروه نوازی در داخل و خارج از کشور داشته که از جمله این فعالیت ها می توان به همکاری با گروه هایی همچون گروه "عبدالقادر مراغه ای" در پروژه شهرآشوب به سرپرستی" محمدرضا درویشی"، گروه "همساز" به سرپرستی "مسعود شعاری"، گروه "غوغا" به سرپرستی "پری ملکی" و گروه بین المللی "نیو آنسامبل هلند" اشاره نمود.

    در سال 1384 با همکاری هنرمند گرامی، وصال عرب زاده، گروه "مهتاب" را تشکیل داده که حاصل آن اجراهای فراوانی در جشنواره های داخلی و خارجی می باشد.

    وی همچنین در کنسرت "چند شب کمانچه" در سال 1396 به تکنوازی پرداخته است.

    همچنین در چند آلبوم موسیقی به عنوان تنظیم کننده و نوازنده همکاری داشته است که به تعدادی از آنها اشاره می گردد.

    آلبوم تکنوازی هومان رومی با نام  " صبح"، در مایه دستگاه سه گاه، نشر از موسسه راوی، 1395

    آلبوم "پرواز در بیکران" مجموعه ای از دونوازی های کمانچه و تنبک، ساخته هومان رومی در دستگاه نوا، نشر از موسسه رهگذر هفت اقلیم، 1391

    آلبوم "شوعید(شب عید)" ، ساخته فرشاد سیفی و تنظیم هومان رومی، با صدای مجید احمدی، نشر از آوای سپهر

    آلبوم "شور گل"، ساخته محمدجواد بشارتی و صدای ملک محمد مسعودی، نشر از آوای سپهر

    آلبوم"سرگشته" ساخته مجید وطنیان و صدای ابوالفضل کرمی، نشر از موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی

    آلبوم "عشق و شب شیدایی" با صدای مهیار شادروان

    وی در حال حاضر مشغول تدریس در "دانشگاه آزاد شیراز"، "هنرستان موسیقی" و "هنرستان عالی موسیقی تهران" می باشد.

    آشنایی با ساز کمانچه

    استاد هومان رومی، نوازنده و مدرس کمانچه آموزشگاه موسیقی چکاد

  • کمانچه

    سابقه کمانچه

    کمانچه یکی از سازهایی است که در مشرق زمین سابقه ی بسیار قدیم دارد. موسیقی دان فرانسوی موسوم به لاوین یاک در یکی از کتاب های خود به نام موسیقی و موسیقی دان ها قدیمی ترین سازی را که با آرشه نواخته می شده به نام راوانسترون ذکر کرده و نوشته است که این ساز در زمان های بسیار قدیم در چین به کار می رفته است.

    در ایران قبل از اسلام سازی موسوم به غَژَک یا غَژ معمول بوده. نظیر این ساز را نگارنده در سال 1315 در صفحات بلوچستان دیده است که در شهرهای داورپناه و ایرانشهر توسط نوازندگان محلی نواخته می شد و آن را غیچک می نامیدند. نمونه ی آن را در همان موقع اداره ی فرهنگ محل به تهران فرستاد که در موزه ی مردم شناسی که تازه تاسیس شده بود نگاهداری شود. سازی است شبیه به کمانچه و با آرشه ای که از چند تار مو تشکیل شده،نواخته می شود و عده ی سیم های آن بیش از کمانچه است. البته شکل آن با غژک اصلی تفاوت دارد و قبلا ساده تر بوده و بیش از دو سیم نداشته است. به طوری که لاند در کتاب تجسس در گام های عرب می نویسد بعید به نظر می رسد که این ساز قبلا آرشه ای باشد. فارابی در کتاب موسیقی خود نامی از غژک نمی برد. ولی از ساز دیگری گفت وگو می کند که شباهت کامل به غژک دارد و دارای دو سیم بوده و بی کمان نواخته می شده است. نام این ساز رُباب است که بعدها شاعران ما زیاد از آن یاد کرده اند.چنان که حافظ گفته است:

    رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند                                 که گوش هوش به پیغام اهل راز نکنید

    موسیقی دان ها ی قدیم ایران در کتاب های خود،سازها را دو دسته کرده اند: یکی ذوات الاوتار یا آلات سیمی و زهی، دیگری ذوات الاالنفخ یا آلات بادی. ذوات الاوتاردو نوع بوده: یکی آن که مثل چنگ و قانون و سنتور برای هر صدایی یک سیم روی ساز بسته می شده و در روی آن رشته ها انگشت نمی گذاردند. نوع دوم آن هایی که روی رشته ها که هر یک از آن ها را وتر می نامیدند انگشت های دست چپ نوازنده تکیه می کرده مانند بربط(عود) و تنبور و رباب. ساز اخیر که اول دو سیم داشته بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز به آن کمانچه می گوییم.

    در تالار عمارت چهل ستون اصفهان، جزء نوازندگان، یکی هم کمانچه می نوازد. از دوره ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است که کمان آن پس از این که بعدها در دوره ی مظفرالدین شاه ویولن به ایران آمد، نام خود را از دست داد و به آرشه که لغت فرانسه است تبدیل شد.

    چون کمان را در روی این ساز می کشند و مانند مضراب به تار و سنتور نواخته نمی شود، کسی که نوازنده ی این ساز بوده به کمانچه کش موسوم شده و برای عمل نواختن، کمانچه کشیدن گفته اند نه کمانچه زدن؛ ولی حالا هر دو را استعمال می کنند.

    این ساز چون روی کاسه اش پوسته کشیده شده و خّرّک، روی پوست قرار دارد، در اثر تغییر هوا صدای آن هم عوض می شود؛ ولی از آنجا که پوست کمانچه کلفت تر از تار است، حرارت و رطوبت کمتر در آن تاثیر می کند. صدای کمانچه کمی تودماغی است، در صورتی که آهنگ ویولن به طبیعت نزدیک تر است. وقتی ویولن به ایران آمد، چون دارای چهار سیم بود، کمانچه کش ها هم یک سیم آخر را به تقلید ویولن اضافه کردند و چون در طرز نواختن، خیلی شبیه به ویولن بود، کمانچه کش ها معلم ویولن شدند. از آنجا که ویولن سازی کوچک تر و از لحاظ حمل و نقل راحت تر و از جهت صورت، قشنگ تر بود، به تدریج جای کمانچه را در ایران گرفت، به طوری که دیگر کسی کمانچه نمی کشد. طبیعی است همیشه ساز کامل جای ساز ناقص را می گیرد، چنانچه فلوت جای نی را گرفت و هوبواَ(اُبواَ) به عوض سرنا نواخته می شود. در میان سازهای مضرابی که در اروپا ساخته شده هنوز سازی نتوانسته است جانشین تار شود؛ زیرا ماندولین و گیتار چون سیم شان کلفت تر است، لطافت و طنین آهنگ تار را ندارد.

    ساختمان کمانچه

    از سازهای زهی آرشه ای مقید است شکم ساز کروی و توخالی است که مقطع نسبتاً کوچکی از آن در جلو به دهانه‌ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست، خرکی تقریباً شبیه به خرک تار و نه کاملاً عمود بر سیم‌ها قرار گرفته‌است. دسته فاقد پرده می‌باشد.

    سر ساز متشکل است از جعبهٔ گوشی‌ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذاشته شده و یک قبه که در بالای جعبه قرار گرفته‌است. طول ساز تا سر قبه حدود ۸۰ سانتی‌متر است.

    درگذشته این ساز بدون سیم گیر که به شکل کنونی وجود دارد بوده است در گذشته سیم‌ها مستقیماً به ساز وصل می‌شدند همانند سه تار یا به وسیله قطعه فلزی سیم هابه آن ربط داده می‌شد. پس از ورود ویلن به ایران، تاندون ویلن (پیچ‌های کوچک تنظیم کوک) به سیم گیر اضافه شد تا نوازنده بتواند ساز را دقیق کوک کند.

    تا پیش از ورود ویلن به ایران، جنس سیم‌های کمانچه ابریشمی یا از روده تابیده شده حیوانات بود و توانایی گرفتن کوک بالا را نداشت. پس از ورود ویلن به ایران، سیم‌های ویلن جایگزین سیم‌های کمانچه شد.

     کمانچهٔ امروزی دارای ۴ سیم می‌باشد. کمانچه در زمان قدیم تنها سه سیم داشته و پس از ورود ویولن به ایران به تقلید از آن سیم چهارم به آن افزوده شده‌است.

    کمانچه کش ها

    سابقا نامی از دو کمانچه کش دوره ی صفویه میرزا محمد کمانچه ای و استاد معصوم کمانچه ای برده شد که متاسفانه اطلاع بیشتری از آنها ندارم. معروف ترین کمانچه کش دوره ی ناصری خوش نواز بوده است که کنت دوگوبینوی فرانسوی او را دیده و کمانچه اش را شنیده و در کتاب خود موسوم به سه سال در ایران از او نام برده است. دوست علی خان معیّرالممالک هم در کتاب خود از او ذکری به میان آورده، ولی چون این نوازنده معاصرِ مادرِ پدرش بوده و از او اطلاعی نداشته، شرحی درباره اش ننوشته. به هر حال طبق نوشته ی گوبینو این شخص معاصرِ آقا علی اکبر و در اوایل دوره ی ناصرالدین شاه از نوازندگان درباری بوده و شهرت بسزایی داشته و از معمّرین امروز هم کسی او را ندیده است.

    بعد از خوش نواز معروف ترین کمانچه کش دوره ی ناصری آقامُطلّب پدر محمد صادق خان است که نوازنده ی زبردستی بوده. این شخص نیز معاصرِ آقاعلی اکبر و حسن سنتور خان است که عکس او در بین نوازندگان درباری دیده می شود. در همین عکس نوازنده ی دیگری است به نام حسن خان که کمانچه می کشید و از شرح حال او بی خبرم.

    دیگر از کمانچه کش های معروف آن دوره اسماعیل خان است که نوازنده ی خوبی بوده و در تابلوی دیگری که از نوازندگان دوره ی ناصری در دست است با سایر اهل هنر دیده می شود. اسماعیل خان برادر کوچک تری داشته است به نام قلی خان که او هم کمانچه می کشیده و عکس او را در میان سایر نوازندگان بعدا ملاحظه می نمایید. به طوری که می گویند مهارت قلی خان از برادرش اسماعیل کمتر بوده است.

    کمانچه کش مشهور دیگری موسی کاشی است که کلیمی بوده و اغلب در کاشان اقامت داشته. آوازه ی شهرت او به گوش ظل السلطان رسیده و او را به اصفهان خواست و مدت ها در دستگاه او جزء نوازندگان مخصوص بود. کمانچه ی او شش سیم داشته؛ به این ترتیب که سیم های اول و دوم آن مضاعف بوده و سیم چهارم هم از زمان او معمول شده، زیرا تا قبل از او کمانچه فقط سه سیم داشته است.

    کمانچه کش های دیگری نیز کم و بیش شهرت داشته اند، مانند میرزا علی جان گنده و سه پسرش رضا و اکبر و حسن. رضا بعدها به شیراز رفته و در نزد قوام الملک شیرازی مقیم آن شهر شده است. اکبر هم از حسن بهتر می نواخته است. دیگر حسین معروف به کریم کور است که در عکسی که بعد خواهید دید سمت راست نفر اول از راست نشسته است. این نوازنده جزء دسته ی مطرب های سید احمد بوده است. دیگر مشهدی علی حسن معروف به بنا که نوازنده ی خوبی بوده و میرزا رحیم سابق الذکر که تعزیه خان بوده و کمانچه را هم خودش می نواخته است.

    همچنین میرزا غلام حسین پدر سماع حضور است که کمانچه ی مخصوصی هم اختراع کرده و از او باز هم سخن گفته خواهد شد. نوازنده ی دیگری هم در دستگاه نایب السلطنه بوده است به نام صفدر خان که با علی خان نایب السلطنه خواننده ی نامی همراهی می کرده است.

    کمانچه کش معروف دیگر که در دربار ناصری طرف توجه بوده، جواد خان قزوینی است. او تعزیه خان بوده و آوازی خوش داشته و کمانچه هم خوب می زده، مخصوصا وقتی به همراهی ساز خود می خوانده است بسیار مطلوب و دلنشین بوده. وصف او قبلا در صفحه ی 49 هم گذشته است.

    حسین خان

    نوازنده ی دیگری که در دوره ی اخیر شهرت بسیار داشت حسین خان اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان کمانچه کش سابقه الذکر است. حسین خان شاگرد عموی خود قلی خان و در آغاز امر جزء دسته ی مطرب های سرپولک تهران بوده. نظر به اینکه در نواختن این ساز مهارت بسیار پیدا کرده و با هنرمندان انجمن اخوت آشنا شده بود به تشویق ظهیرالدوله در سلک اِخوان صفایی درآمد تا روش مطربی را کنار بگذارد و به همین منظور کلاس مشق کمانچه دایر کرد و مشغول تعلیم شد. در جلسات انجمن اخوت هم _چنان که بعد خواهم نوشت_ شرکت می کرد و سولیست آتیه ی کنسرت های درویش و عارف به شمار آمده است. می گویند به همان اندازه که میرزا حسین قلی در تار مهارت داشت، حسین خان در کمانچه مسلط بود. در این زمان چون نواختن ویولن مرسوم شد اغلب کسانی که می خواستند ویولن بزنند از محضر او استفاده می کردند. از شاگردان او کسی که کمانچه زده، حسین یاحقی است.

    سایرین که ویولن می زدند و شهرت یافته اند از این قرارند: رکن الدین خان، ابوالحسن صبا، رضا ویولنی(برادر مرتضی محجوبی)، شهباز برمکی پسر ناصر همایون، ابراهیم منصوری و بسیاری دیگر که ذکر نامشان باعث طول کلام است.

    رامشگر

    دیگر از نوازندگان این ساز باقرخان رامشگر است که شاگرد موسی کاشی بوده. باقرخان اصلا اصفهانی است و در جوانی در همان شهر نزد استاد کمانچه زده، سپس وارد دستگاه بانوی عظما شده است. باقرخان می گوید: موسی در نواختن ساز مهارت و تسلط د اشت، ولی ردیفش فوق العاده نبود؛ زیرا پس از این که رامشگر داماد آقا حسین قلی شده، ردیف را به طور کامل ازین استاد آموخته است. باقرخان در کمانچه کاملا تسلط داشت و مخصوصا در نواختن رنگ ها خیلی سلیقه به خرج می داد و به سرعت و با آرشه های مخصوص کمانچه، به تندی اجرا می کرد. وی سه سفر برای پر کردن صفحه به خارج از ایران مسافرت کرده. سفر اول همراه آقا حسین قلی به پاریس رفته. سفرهای دیگر به همراهی درویش خان یک بار به لندن و یک بار هم به تفلیس عزیمت کرده و با سایر نوازندگان آهنگ هایی نواخته که ضبط شده است. کمانچه شش سیم را هم از استاد خود موسی اقتباس کرده است. اکنون هم که این سطور را می نویسم در سن هشتاد سالگی حیات دارد، ولی می گوید در حدود ده سال است که دیگر ساز نمی زند.

    چنگی

    کمانچه کش دیگر علی رضا خان چنگی است که شاگرد جواد خان قزوینی بوده. به طوری که می گوید از سن سیزده سالگی نواختن ساز را نزد استاد شروع و هفده ماه نزد وی کار کرده و همراه جواد خان به دربار مظفرالدین شاه رفته و جزء هیئت نوازندگان مخصوص شده است. نوازندگان و خوانندگان درباری این ها بوده اند: جواد خان، میرزا علی اکبر سنتوری، مراد خان(نوازنده ی تار)، غلام و حبیب(نوازندگان ضرب)، قلی خان و حاج قربان خان خواننده. بعد هم در دستگاه محمد علی شاه بوده و نوازندگی کرده است. علت رفتن دربار هم به مناسبت این بوده است که پدرش مستوفیِ آبدارخانه ی دستگاه سلطنتی بوده است. مدتی هم نزد داوود شیرازی پدر اسماعیل(معروف به ساقی) کار کرده؛ به این ترتیب که داوود با تار می نواخته و او با کمانچه تقلید می کرده است. علی رضاخان می گفت: استادش جوادخان متدین با ایمانی بود و در نیمه های شب به آواز خوش، حجاز می خواند و کمانچه می زد و با خداوند راز و نیاز می نمود. از جمله ی گفته های استادش است که «هرگز نگویید خوب ساز می زنم. بزنید، شنونده گان خود قضاوت خواهند کرد.» علی رضا خان کلاس مشق داشته و اسماعیل زرین فر خواهر زاده اش، شاگرد اوست. اینک که بیش از هفتاد سال دارد هنوز هم کمانچه می زند.

    یک اشاره

    این نکته را نیز اشاره می کنم که سیم های اول و دوم کمانچه، اول از ابریشم تابیده بوده و سیم سوم را سیم زرد می انداختند. بعد از این که ویولن به ایران آمد سیم اول را فنری کردند و سیم چهارم را هم از سیم های ماندولین استفاده نمودند. علت تغییر تارهای ابریشمی به سیم این بوده که رشته های ابریشمی زود به زود پاره می شد و کوک را هم نمی توانستند زیاد بالا ببرند. به جای کلفن{کلوفان} هم، ماده ای به نام "حسن لبه" که از "راتیانج" درست می شد به آرشه می مالیدند و آرشه را هم مضراب می گفتند.

    عارف در شرح حال خود می نویسد:

    " موسیقی قدیم و حتی بعضی از آلات موسیقی ایران در سایه ی بی احترامی از میان رفته است و تنها اثری از آنها در داستان ها مانده است.

    کمانچه مانده و سنتور و تار تا زود است                              به حکم شرع پرِ هر سه زود باز کنید

    کمانچه هم دارد جای خود را به ویولن می دهد و شاید عاقبتش بعد از حسین خان و باقرخان همان باشد که عاقبت دیگر افتخارات و آثار ملی "

    عارف در دنبال این مطلب از این که توجهی به حفظ آثار ملی نمی شود اظهار تاسف می کند. امیدوارم هنردوستان امروز نگذارند اندیشه های او جامه ی عمل پوشد و گذشته را جبران کنند و از حفظ و نگاهداری این هنر ملی غافل نمانندتا بعدها آیندگان را دچار تاسف نسازند.

    از کتاب : سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی(سه جلد در یک مجلد/نسخه کامل)

     

    اساتید کمانچه آموزشگاه موسیقی چکاد

  • کیهان کلهر در ورشو می‌نوازد


    کیهان کلهر و علی بهرامی فرد، سی‌ام شهریور ماه – ۲۱ سپتامبر- در فستیوال ورشوی لهستان - از معتبر‌ترین فستیوال‌های اروپایی- به اجرای برنامه خواهد پرداخت. این در حالی است که این دو موزیسین در ادامهٔ برگزاری کنسرت‌های مشترک خود جمعه – ۱۳ شهریور ماه- کنسرتی را در مرکز فرهنگی تالار فیلارمونی ماکائو به روی صحنه بردند و «نارندرا می‌شرا» نوازندهٔ سیتار و «ساندیپ داس» نوازندهٔ طبلا او را همراهی کردند.

    آلبوم «باران» محصول همکاری کلهر با شجاعت حسین خان و ساندیپ داس است که در خارج از ایران با نام The Rain و توسط شرکت ECM منتشر و نامزد جایزه گرمی شد. این برنامه با عنوان «موسیقی ایران و فرا‌تر از آن» در ادامه تلاش‌های «کیهان کلهر» برای آشنایی مخاطبان موسیقی در سراسر جهان با هنر موسیقی ایرانی انجام شد. این مجموعه در ادامهٔ تور جهانی مشترک «کلهر» که تاکنون در سه قاره برگزار شده، انجام شود. او همچنین همراه با نوازندهٔ باقلامای ترکیه، اردال ارزنجان کنسرت‌هایی را در مناطق مختلف جهان در حال اجرا دارد و آلبومی نیز با این نوازنده ترک به نام The Wind در شرکت ECM ارائه کرده‌است.

    به گزارش سایت موسیقی ما، کلهر همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۸ میلادی کنسرتی را به همراه کوارتت زهی بروکلین رایدر در شهر نیویورک به روی صحنه برد که در آن قطعاتی از آلبوم شهر خاموش نواخته شد. او در نظر داشت در چند سال اخیر، این برنامه را در ایران نیز روی صحنه ببرد که این اتفاق رخ نداد و پس از آن «کیهان کلهر» اعلام کرد که دیگر در ایران به اجرای برنامه نخواهد پرداخت. کیهان کلهر، نامزد ۴ دوره جایزه گرمی که در سال‌های اخیر فعالیت‌های بسیاری در معرفی موسیقی ایرانی در غرب داشته است، در ماه اوت در واشنگتن ویرجینیا به صحنه می‌رود.

    کیهان کلهر در چند سخنرانی و مصاحبه مجموعهٔ جاده ابریشم انگیزه و الگو خود را در نوازندگی کمانچه استاد علی اصغر بهاری نام برده‌است. او برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانی‌ها تلاش بسیاری کرده‌است، همکاری کلهر با هنرمندان هندی از جمله «شجاعت حسین خان» (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویوما و ارکس‌تر فیلارمونیک نیویورک وی را به هنرمندی جهانی تبدیل کرده‌است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانی‌ها دارد. او معتقد است: «موزیسین، موسیقی‌دان یا موسیقی‌شناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.

نشانی: تهران (غرب)، بلوار مرزداران، ابتدای بلوار شهید سرتیپ بهرام آریافر،نبش خیابان خلیج فارس، پلاک 10، ساختمان نگین خلیج فارس،  واحد 7

تلفن : 44245641-44246229 (021)

ایمیل: info@chakadmusic.com

اینستاگرام آموزشگاه موسیقی چکاد   گوگل پلاس آموزشگاه موسیقی چکاد   کانال ویدئوهای آموزشگاه موسیقی چکاد در آپارات

 

logo-samandehi