زهی

  • پیانو

     

    پیانو

    پیانو از سازهای زهی – کوبشی  میباشد که با ضربه چکش بر روی سیم به صدا در می آید و به دلیل آنکه  برخورد مضراب به سیم به صورت زخمه ای نبوده و به صورت ضربه ای است، در زیر مجموعه سازهای زهی –کوبشی قرار می گیرد.

    پیانو از نظر شکل جعبه صدادهی(جعبه رزونانس) دو نوع است :

    1 – گرند پیانو(GRAND PIANO)

    2- پیانو دیواری(VERTICAL PIANO)

    در ضلع جلوی نوازنده ردیف کلاویه ها قرار دارد.هر کلاویه از داخل پیانو به یک چکش متصل است که پس از برخورد چکش به سیم مربوطه صدای آن سیم حاصل می شود.

    جلوی پای نوازنده دو یا سه پدال تعبیه شده است.

    به علت وسعت صدای پیانو ، نت نویسی آن بر روی دو خط حامل صورت میگیرد که حامل زیرین با «کلید فا» برای اجرای دست چپ  و حامل بالایی  با «کلید سل» برای اجرا با دست راست اختصاص یافته است.

    پیانو دارای 88 کلاویه می باشد و تمام صداهای کروماتیک  در یک گام موسیقی کلاسیک غربی را دارا می باشد.

    اساتید پیانو در آموزشگاه موسیقی چکاد

  • عود

     

    بربَط

    بربَط یا عود سازی زهی است که در خاورمیانه و کشورهای عربی رایج است و از قدیمی‌ترین سازهای شرقی و ایرانی به شمار می‌رود. چون سطح ساز بربط از چوب پوشیده شده بود، اعراب آن را عود نامیدند.(العود در زبان عربی به معنای چوب است)

    اصولا بربط یا همان عود در اندازه‌های مختلف ساخته می‌شود که اندازه متداول و معمول همان عودهای ساخت ایران است. نمونه‌های ساخت کشورهای عربی دارای کاسه‌ای بزرگ و عودهای ترکیه کوچک و عودهای ایرانی متوسط است.در قدیم بربط را دو نوع به حساب می‌آوردند: یکی‌ بربط‌ با کاسه‌ٔ‌ بزرگ‌ و دسته‌ٔ کوتاه‌ و دیگر با کاسهٔ کوچک‌ اما دستهٔ‌ بزرگ. امروز به‌ اشتباه‌ ساز دسته‌ بلند را بربط‌ و ساز دسته‌ کوچک‌ را عود می‌نامند. در حالی‌ که‌ اینگونه‌ نیست‌ و براساس‌ تحقیقاتی‌ که‌ انجام‌ شده  هر دو عود یا همان‌ بربط‌ هستند و از یک‌ ساختمان‌ صدایی‌ برخوردارند.

    شکم این ساز بسیار بزرگ و گلابی شکل و دسته آن بسیار کوتاه‌ است. به طوری که قسمت اعظم طول سیم‌ها در امتداد شکم قرار گرفته‌است. سطح رویی شکم از جنس چوب است که بر آن پنجره‌هایی مشبک ایجاد شده‌است. عود فاقد «دستان» است و خرک ساز کوتاه و تا اندازه‌ای کشیده‌است. عود دارای ده سیم یا ۵ سیم جفتی است البته در برخی مواقع استادان قالب شکنی کرده و دو یا یک سیم در قسمت پایین قبل از سیم دو به ساز اضافه می‌کنند . سیم‌های جفت با هم همصدا (کوک) می‌شوند و هر یک از سیم‌های دهگانه، یک گوشی مخصوص به خود دارد؛ گوشی‌ها در دو طرف جعبه گوشی (سر ساز) قرار گرفته‌اند.

    عود بم‌ترین ساز بین سازهای زهی است؛ نت نویسی آن با کلید سل است که جمعا دو اکتاو است. و یک «اکتاو» بم‌تر از نت نوشته شده شنیده می‌شود. سیم بم معمولاً نقش «واخوان» دارد و گاه این سیم جفت نیست. صدای عود به نحوی است که صدای اکتاو چهارم پیانو از راست به چپ برابری دارد و در اصل باید عود را با کلید «فا» نواخت یعنی صدای اصلی عود یک اکتاو پایین‌تر از آن است که امروز متداول شده‌است .
    مضراب عود از پر مرغ (یا پر طاووس و شاه‌پر عقاب ) تهیه شده‌است و گاه نیز نوازنده با مضراب دیگری ساز را می‌نوازد. نوازنده‌های امروزی از مضراب‌های پلاستیکی استفاده می‌کنند.صدای عود بم، نرم و در عین حال گرم و جذاب و نسبتاً قوی است. این ساز نقش تک‌نواز و هم‌نواز هر دو را به خوبی می‌تواند ایفا کند.

    کاسه طنینی و صفحه ی رو

    کاسه طنینی بربط مانند گلابی است که از طول به دوقسمت مساوی تقسیم، وازترک های چوبی متعدد به هم پیوسته تشکیل شده است. ترک ها از یک سو در پایین کاسه و از دیگر سو نزدیک دسته به یکدیگرمی رسند. صفحه ی روی بربط از جنس چوب است که به منظور صدا دهی بهتر ازچوب کاج استفاده می شود. دو دایره ی کوچک و یک دایره ی بزرگ تر مشبک از جنس استخوان برای خروج صدا از کاسه بر روی صفحه تعبیه شده است و خرک در قسمت پایین صفحه قرار می گیرد. برروی صفحه، به فاصله ی کمی از خرک در محل برخورد مضراب با وترها، صفحه کوچک بیضی شکلی از جنس چوب یا استخوان چسبانده می شود تا به دلیل کوتاهی ارتفاع خرک، از برخورد مضراب با وترها صفحه اصلی ساییده نشود.

    پل

    در پنج نقطه از صفحه به طرف داخل کاسه پل هایی افقی متصل به صفحه و جود دارند که از تغییر شکل یافتن صفحه جلوگیری می کنند.

    خرک و سیم گیر

    خرک بربط قطعه چوبی به طول تقریبی 10 سانتی متر است که در قسمت پایین کاسه قرار می گیرد و روی آن شیارهای کم عمقی برای عبور وترها ایجاد شده اند. در ساخت بعضی بربط ها، وترها به«سیم گیر» ی که در انتهای بدنه ی کاسه است وصل می شوند و در بعضی دیگرخرک وظیفه «سیم گیر» را نیز به عهده دارد، به این صورت که وترها در سوراخ هایی که روی خرک وجود دارند گره می خورند و به طرف گوشی ها می روند. معمولا خرک را مستقیما به صفحه رو نمی چسبانند و بین خرک و صفحه تکه ای چوب یا صدف قرار می دهند.

    دسته

    بربط دارای دسته کوتاه چوبی، تقریبا به اندازه یک سوم طول کاسه و قطر حدود 10 سانتی متر است. در قدیم روی دسته بربط دستان بندی می شد ولی امروزه دسته فاقد دستان بندی است. بعضی تزیینات که در ساخت دسته به کار می روند مشابه خط دستان هستند. دسته از یک طرف به کاسه طنینی و از طرف دیگربه سرپنجه متصل است.

    سرپنجه

    سرپنجه یا جعبه گوشی ها  محفظه ای است تو خالی که در ابتدای طول دسته قرار دارد و کمی متمایل ب طرف عقب ساخته می شود. سر پنجه محل قرار گرفتن گوشی هاست و در هر یک از طرفین آن پنج گوشی قرار دارند.

    گوشی ها

    بربط دارای 10 گوشی به تعداد وترهای ساز است. گوشی ها از جنس چوب به شکل میخ سر پهن ساخته می شوند که قسمت پهن آنها بیرون سرپنجه و در دست چپ نوازنده برای کوک کردن وترها قرار می گیرد و انتهای باریک آنها درون شیارهای کم عمق آن عبور می کنند.

    شیطانک

    قطعه چوب باریک و کم ارتفاعی است به عرض دسته و ارتفاع حدود یک میلی متر، بین دسته و سرپنجه، که وترها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می کنند.

    تعداد و جنس وترها

    بربط دارای 10 وتر است که دو به دوبا هم همصدا کوک می شوند. در بعضی بربط ها بم ترین وتر را تکی می بندند و بیشتر برای صدای واخوان در نظر گرفته می شود. جنس وترها از زه ( روده تابیده گوسفند) یا ابریشم تابیده با روکش فلزی و یا سیم های نایلونی با ضخامت های مختلف است. معمولا وترهای هشتم تا دهم روکش فلزی دارند. وترهای گیتار بر روی بربط صدا دهی خوبی دارند. وترهایی خاص این سازنیز در کارخانه ها ساخته می شوند که شماره 504 آن مورد تایید نوازندگان ایرانی است.

    وسعت

    وسعت معمول صدای بربط حدود دو اکتاو است که به علت کوتاهی دسته سازحدود یک اکتاو ونیم از منطقه صوتی وسط، صدا دهی بهتری دارد.

    کوک وترها

    روی دسته بربط، به علت عدم وجود دستان بندی، اجرای تمام فواصل موسیقی ایرانی (پرده، نیم پرده و ربع پرده) ممکن است. بجزوتر بم، نسبت صوتی وترها با یکدیگر فاصله چهارم درست پایین رونده است. صدا دهی حقیقی یک اکتاو بم تر از نت های نوشته شده است.

    کلید نت نویسی

    نت نویسی بربط معمولا با کلید سل خط دوم حامل است و چون از نت نوشته شده، یک اکتاو بم تر صدا می دهد بهتر است حدود د یک اکتاو از میدان صدا در بم با کلید فا خط چهارم نت نویسی شود.

    مضراب

    جنس مضراب بربط از شاه پر،پرندگان بزرگ یا پلاستیک نرم است که با انگشت های دست راست گرفته می شود.

    ویژگی های دیگر بربط

    به استناد منابع تاریخی، بربط یک ساز ایرانی الاصل است و انواع آن نیز با تغییراتی در اروپا، ترکیه و کشورهای عربی معمول اند. در این ساز معمولا کشش زمان نت ها با استفاده از واخوان، به اجزای کوچک تر تقسیم می شود و بازخمه های پی در پی بر نت و وترواخوان، ایجاد می شود. اجرای نت های کشش دار با مضراب ریز هم امکان پذیر است.

    نت های روی وتر بم را می توان با انگشت شست دست چپ اجرا کرد.

    آکوردهای دو و سه صدایی، به ویژه به صورت آرپژدر بربط قابل اجرا هستند.

    علایم مضرابهای چپ و راست و دست باز مانند علایم یاد شده در تارهستند.

    در انگشت گذاری، شماره ی یک برای انگشت سبابه، شماره 2 برای انگشت وسطی، شماره 3 برای انگشت چهارم و شماره 4 برای انگشت کوچک نوشته می شود.

    مضراب راست (˄) از بالا به پایین، و مضراب چپ(˅) از پایین به بالا نواخته می شود و از علامت Ƭ برای ریز استفاده می کنند.

    بربط، سازی است که برای ایجاد صدای بم در گروه نوازی استفاده می شود و قدرت تک نوازی نیز دارد. تمام علایمی که در تئوری موسیقی برای ایجاد حالت ها و حرکات وجود دارند (تکیه، حروف زینت، گلیساندوی طولی، دوبل نت و...) برروی این ساز نیز قابل اجرا هستند.

    آشنایی با استاد عود آموزشگاه موسیقی چکاد

  • کمانچه

    سابقه کمانچه

    کمانچه یکی از سازهایی است که در مشرق زمین سابقه ی بسیار قدیم دارد. موسیقی دان فرانسوی موسوم به لاوین یاک در یکی از کتاب های خود به نام موسیقی و موسیقی دان ها قدیمی ترین سازی را که با آرشه نواخته می شده به نام راوانسترون ذکر کرده و نوشته است که این ساز در زمان های بسیار قدیم در چین به کار می رفته است.

    در ایران قبل از اسلام سازی موسوم به غَژَک یا غَژ معمول بوده. نظیر این ساز را نگارنده در سال 1315 در صفحات بلوچستان دیده است که در شهرهای داورپناه و ایرانشهر توسط نوازندگان محلی نواخته می شد و آن را غیچک می نامیدند. نمونه ی آن را در همان موقع اداره ی فرهنگ محل به تهران فرستاد که در موزه ی مردم شناسی که تازه تاسیس شده بود نگاهداری شود. سازی است شبیه به کمانچه و با آرشه ای که از چند تار مو تشکیل شده،نواخته می شود و عده ی سیم های آن بیش از کمانچه است. البته شکل آن با غژک اصلی تفاوت دارد و قبلا ساده تر بوده و بیش از دو سیم نداشته است. به طوری که لاند در کتاب تجسس در گام های عرب می نویسد بعید به نظر می رسد که این ساز قبلا آرشه ای باشد. فارابی در کتاب موسیقی خود نامی از غژک نمی برد. ولی از ساز دیگری گفت وگو می کند که شباهت کامل به غژک دارد و دارای دو سیم بوده و بی کمان نواخته می شده است. نام این ساز رُباب است که بعدها شاعران ما زیاد از آن یاد کرده اند.چنان که حافظ گفته است:

    رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند                                 که گوش هوش به پیغام اهل راز نکنید

    موسیقی دان ها ی قدیم ایران در کتاب های خود،سازها را دو دسته کرده اند: یکی ذوات الاوتار یا آلات سیمی و زهی، دیگری ذوات الاالنفخ یا آلات بادی. ذوات الاوتاردو نوع بوده: یکی آن که مثل چنگ و قانون و سنتور برای هر صدایی یک سیم روی ساز بسته می شده و در روی آن رشته ها انگشت نمی گذاردند. نوع دوم آن هایی که روی رشته ها که هر یک از آن ها را وتر می نامیدند انگشت های دست چپ نوازنده تکیه می کرده مانند بربط(عود) و تنبور و رباب. ساز اخیر که اول دو سیم داشته بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا درآمده و همان است که ما امروز به آن کمانچه می گوییم.

    در تالار عمارت چهل ستون اصفهان، جزء نوازندگان، یکی هم کمانچه می نوازد. از دوره ی صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به شمار آمده است که کمان آن پس از این که بعدها در دوره ی مظفرالدین شاه ویولن به ایران آمد، نام خود را از دست داد و به آرشه که لغت فرانسه است تبدیل شد.

    چون کمان را در روی این ساز می کشند و مانند مضراب به تار و سنتور نواخته نمی شود، کسی که نوازنده ی این ساز بوده به کمانچه کش موسوم شده و برای عمل نواختن، کمانچه کشیدن گفته اند نه کمانچه زدن؛ ولی حالا هر دو را استعمال می کنند.

    این ساز چون روی کاسه اش پوسته کشیده شده و خّرّک، روی پوست قرار دارد، در اثر تغییر هوا صدای آن هم عوض می شود؛ ولی از آنجا که پوست کمانچه کلفت تر از تار است، حرارت و رطوبت کمتر در آن تاثیر می کند. صدای کمانچه کمی تودماغی است، در صورتی که آهنگ ویولن به طبیعت نزدیک تر است. وقتی ویولن به ایران آمد، چون دارای چهار سیم بود، کمانچه کش ها هم یک سیم آخر را به تقلید ویولن اضافه کردند و چون در طرز نواختن، خیلی شبیه به ویولن بود، کمانچه کش ها معلم ویولن شدند. از آنجا که ویولن سازی کوچک تر و از لحاظ حمل و نقل راحت تر و از جهت صورت، قشنگ تر بود، به تدریج جای کمانچه را در ایران گرفت، به طوری که دیگر کسی کمانچه نمی کشد. طبیعی است همیشه ساز کامل جای ساز ناقص را می گیرد، چنانچه فلوت جای نی را گرفت و هوبواَ(اُبواَ) به عوض سرنا نواخته می شود. در میان سازهای مضرابی که در اروپا ساخته شده هنوز سازی نتوانسته است جانشین تار شود؛ زیرا ماندولین و گیتار چون سیم شان کلفت تر است، لطافت و طنین آهنگ تار را ندارد.

    این نکته را باید تذکر دهم که شرح و توصیف سازها مربوط به این سرگذشت نمی باشد و از این مطالب در کتاب سازشناسی گفتگو می شود؛ ولی چون در این ایام کمتر کسی دنبال نواختن این ساز می رود، خواستم مختصری از سابقه ی آن بنویسم که در این کتاب هم اثری از آن به یادگار بماند. مردم همیشه چیزهای تازه و نو را طالبند و کهنه ها را کنار می گذارند تا کهنه پرست نباشند، ولی بعضی هم کهنه ها را که نوجویان به دور افکنده اند بیشتر قابل مطالعه و بحث می دانند {و} مخصوصا در آثار ملی بیشتر آنها را جستجو می کنند. هر چند امروز همه به ویولن مشتاق اند، ولی نکته ای را نباید از نظر دور داشت که اگر استعداد بسیار و وسایلِ بیشمار تحصیل موسیقی در مملکت ما فراهم باشد برای اینکه کسی بتواند هنرمند توانایی  در نواختن ویولن بشود اقلا ده دوازده سال کوشش و تمرین و زحمت می خواهد. تازه چنین نوازنده ای در دنیای امروز که ویولن به کمال رسیده است هنرمند قابلی درانظار جهانیان جلوه نخواهد کرد. در صورتی که اگر نصف این زمان را کمانچه بکشد، ارزش بیشتری خواهد داشت. کسانی که به ویولن آشنایی دارند، می توانند با یکی دو سال صرف وقت، کمانچه را نیز به خوبی بنوازند و جای آن دارد که برخی هم به دنبال این ساز بروند تا بعدها این ساز ملی ما از بین نرود، زیرا در صدای آن کیفیت و حالتی است که مخصوص خود این ساز است و خالی از لطف و زیبایی نمی باشد. اکنون که تا اندازه ای از سابقه ی کمانچه گفت و گو کردم موقع آن است که از نوازندگان این ساز هم سخنی به میان آورم و کمانچه کشانی را که این آلت موسیقی را در قدیم خوب می زده اند بشناسانم؛ زیرا اکثر در گذشته اند و اگر معدودی از آن ها حیات دارند، عمر خود را کرده و پیری و فرسودگی، ذوقی در آنها باقی نگذارده است که آهنگِ سازشان به گوش کسی برسد. پس چه بهتر که یادی از آنها بکنم و نامشان در این دفتر به یادگار باقی ماند.

    ساختمان کمانچه

    از سازهای زهی آرشه ای مقید استشکم ساز کروی و توخالی است که مقطع نسبتاً کوچکی از آن در جلو به دهانه‌ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست، خرکی تقریباً شبیه به خرک تار و نه کاملاً عمود بر سیم‌ها قرار گرفته‌است. دسته فاقد پرده می‌باشد.

    سر ساز متشکل است از جعبهٔ گوشی‌ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذاشته شده و یک قبه که در بالای جعبه قرار گرفته‌است. طول ساز تا سر قبه حدود ۸۰ سانتی‌متر است.

    درگذشته این ساز بدون سیم گیر که به شکل کنونی وجود دارد بوده است در گذشته سیم‌ها مستقیماً به ساز وصل می‌شدند همانند سه تار یا به وسیله قطعه فلزی سیم هابه آن ربط داده می‌شد. پس از ورود ویلن به ایران، تاندون ویلن (پیچ‌های کوچک تنظیم کوک) به سیم گیر اضافه شد تا نوازنده بتواند ساز را دقیق کوک کند.

    تا پیش از ورود ویلن به ایران، جنس سیم‌های کمانچه ابریشمی یا از روده تابیده شده حیوانات بود و توانایی گرفتن کوک بالا را نداشت. پس از ورود ویلن به ایران، سیم‌های ویلن جایگزین سیم‌های کمانچه شد.

     کمانچهٔ امروزی دارای ۴ سیم می‌باشد. کمانچه در زمان قدیم تنها سه سیم داشته و پس از ورود ویولن به ایران به تقلید از آن سیم چهارم به آن افزوده شده‌است.

    کمانچه کش ها

    سابقا نامی از دو کمانچه کش دوره ی صفویه میرزا محمد کمانچه ای و استاد معصوم کمانچه ای برده شد که متاسفانه اطلاع بیشتری از آنها ندارم. معروف ترین کمانچه کش دوره ی ناصری خوش نواز بوده است که کنت دوگوبینوی فرانسوی او را دیده و کمانچه اش را شنیده و در کتاب خود موسوم به سه سال در ایران از او نام برده است. دوست علی خان معیّرالممالک هم در کتاب خود از او ذکری به میان آورده، ولی چون این نوازنده معاصرِ مادرِ پدرش بوده و از او اطلاعی نداشته، شرحی درباره اش ننوشته. به هر حال طبق نوشته ی گوبینو این شخص معاصرِ آقا علی اکبر و در اوایل دوره ی ناصرالدین شاه از نوازندگان درباری بوده و شهرت بسزایی داشته و از معمّرین امروز هم کسی او را ندیده است.

    بعد از خوش نواز معروف ترین کمانچه کش دوره ی ناصری آقامُطلّب پدر محمد صادق خان است که نوازنده ی زبردستی بوده. این شخص نیز معاصرِ آقاعلی اکبر و حسن سنتور خان است که عکس او در بین نوازندگان درباری دیده می شود. در همین عکس نوازنده ی دیگری است به نام حسن خان که کمانچه می کشید و از شرح حال او بی خبرم.

    دیگر از کمانچه کش های معروف آن دوره اسماعیل خان است که نوازنده ی خوبی بوده و در تابلوی دیگری که از نوازندگان دوره ی ناصری در دست است با سایر اهل هنر دیده می شود. اسماعیل خان برادر کوچک تری داشته است به نام قلی خان که او هم کمانچه می کشیده و عکس او را در میان سایر نوازندگان بعدا ملاحظه می نمایید. به طوری که می گویند مهارت قلی خان از برادرش اسماعیل کمتر بوده است.

    کمانچه کش مشهور دیگری موسی کاشی است که کلیمی بوده و اغلب در کاشان اقامت داشته. آوازه ی شهرت او به گوش ظل السلطان رسیده و او را به اصفهان خواست و مدت ها در دستگاه او جزء نوازندگان مخصوص بود. کمانچه ی او شش سیم داشته؛ به این ترتیب که سیم های اول و دوم آن مضاعف بوده و سیم چهارم هم از زمان او معمول شده، زیرا تا قبل از او کمانچه فقط سه سیم داشته است.

    کمانچه کش های دیگری نیز کم و بیش شهرت داشته اند، مانند میرزا علی جان گنده و سه پسرش رضا و اکبر و حسن. رضا بعدها به شیراز رفته و در نزد قوام الملک شیرازی مقیم آن شهر شده است. اکبر هم از حسن بهتر می نواخته است. دیگر حسین معروف به کریم کور است که در عکسی که بعد خواهید دید سمت راست نفر اول از راست نشسته است. این نوازنده جزء دسته ی مطرب های سید احمد بوده است. دیگر مشهدی علی حسن معروف به بنا که نوازنده ی خوبی بوده و میرزا رحیم سابق الذکر که تعزیه خان بوده و کمانچه را هم خودش می نواخته است.

    همچنین میرزا غلام حسین پدر سماع حضور است که کمانچه ی مخصوصی هم اختراع کرده و از او باز هم سخن گفته خواهد شد. نوازنده ی دیگری هم در دستگاه نایب السلطنه بوده است به نام صفدر خان که با علی خان نایب السلطنه خواننده ی نامی همراهی می کرده است.

    کمانچه کش معروف دیگر که در دربار ناصری طرف توجه بوده، جواد خان قزوینی است. او تعزیه خان بوده و آوازی خوش داشته و کمانچه هم خوب می زده، مخصوصا وقتی به همراهی ساز خود می خوانده است بسیار مطلوب و دلنشین بوده. وصف او قبلا در صفحه ی 49 هم گذشته است.

    حسین خان

    نوازنده ی دیگری که در دوره ی اخیر شهرت بسیار داشت حسین خان اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان کمانچه کش سابقه الذکر است. حسین خان شاگرد عموی خود قلی خان و در آغاز امر جزء دسته ی مطرب های سرپولک تهران بوده. نظر به اینکه در نواختن این ساز مهارت بسیار پیدا کرده و با هنرمندان انجمن اخوت آشنا شده بود به تشویق ظهیرالدوله در سلک اِخوان صفایی درآمد تا روش مطربی را کنار بگذارد و به همین منظور کلاس مشق کمانچه دایر کرد و مشغول تعلیم شد. در جلسات انجمن اخوت هم _چنان که بعد خواهم نوشت_ شرکت می کرد و سولیست آتیه ی کنسرت های درویش و عارف به شمار آمده است. می گویند به همان اندازه که میرزا حسین قلی در تار مهارت داشت، حسین خان در کمانچه مسلط بود. در این زمان چون نواختن ویولن مرسوم شد اغلب کسانی که می خواستند ویولن بزنند از محضر او استفاده می کردند. از شاگردان او کسی که کمانچه زده، حسین یاحقی است.

    سایرین که ویولن می زدند و شهرت یافته اند از این قرارند: رکن الدین خان، ابوالحسن صبا، رضا ویولنی(برادر مرتضی محجوبی)، شهباز برمکی پسر ناصر همایون، ابراهیم منصوری و بسیاری دیگر که ذکر نامشان باعث طول کلام است.

    رامشگر

    دیگر از نوازندگان این ساز باقرخان رامشگر است که شاگرد موسی کاشی بوده. باقرخان اصلا اصفهانی است و در جوانی در همان شهر نزد استاد کمانچه زده، سپس وارد دستگاه بانوی عظما شده است. باقرخان می گوید: موسی در نواختن ساز مهارت و تسلط د اشت، ولی ردیفش فوق العاده نبود؛ زیرا پس از این که رامشگر داماد آقا حسین قلی شده، ردیف را به طور کامل ازین استاد آموخته است. باقرخان در کمانچه کاملا تسلط داشت و مخصوصا در نواختن رنگ ها خیلی سلیقه به خرج می داد و به سرعت و با آرشه های مخصوص کمانچه، به تندی اجرا می کرد. وی سه سفر برای پر کردن صفحه به خارج از ایران مسافرت کرده. سفر اول همراه آقا حسین قلی به پاریس رفته. سفرهای دیگر به همراهی درویش خان یک بار به لندن و یک بار هم به تفلیس عزیمت کرده و با سایر نوازندگان آهنگ هایی نواخته که ضبط شده است. کمانچه شش سیم را هم از استاد خود موسی اقتباس کرده است. اکنون هم که این سطور را می نویسم در سن هشتاد سالگی حیات دارد، ولی می گوید در حدود ده سال است که دیگر ساز نمی زند.

    چنگی

    کمانچه کش دیگر علی رضا خان چنگی است که شاگرد جواد خان قزوینی بوده. به طوری که می گوید از سن سیزده سالگی نواختن ساز را نزد استاد شروع و هفده ماه نزد وی کار کرده و همراه جواد خان به دربار مظفرالدین شاه رفته و جزء هیئت نوازندگان مخصوص شده است. نوازندگان و خوانندگان درباری این ها بوده اند: جواد خان، میرزا علی اکبر سنتوری، مراد خان(نوازنده ی تار)، غلام و حبیب(نوازندگان ضرب)، قلی خان و حاج قربان خان خواننده. بعد هم در دستگاه محمد علی شاه بوده و نوازندگی کرده است. علت رفتن دربار هم به مناسبت این بوده است که پدرش مستوفیِ آبدارخانه ی دستگاه سلطنتی بوده است. مدتی هم نزد داوود شیرازی پدر اسماعیل(معروف به ساقی) کار کرده؛ به این ترتیب که داوود با تار می نواخته و او با کمانچه تقلید می کرده است. علی رضاخان می گفت: استادش جوادخان متدین با ایمانی بود و در نیمه های شب به آواز خوش، حجاز می خواند و کمانچه می زد و با خداوند راز و نیاز می نمود. از جمله ی گفته های استادش است که «هرگز نگویید خوب ساز می زنم. بزنید، شنونهدگان خود قضاوت خواهند کرد.» علی رضا خان کلاس مشق داشته و اسماعیل زرین فر خواهر زاده اش، شاگرد اوست. اینک که بیش از هفتاد سال دارد هنوز هم کمانچه می زند.

    یک اشاره

    این نکته را نیز اشاره می کنم که سیم های اول و دوم کمانچه، اول از ابریشم تابیده بوده و سیم سوم را سیم زرد می انداختند. بعد از این که ویولن به ایران آمد سیم اول را فنری کردند و سیم چهارم را هم از سیم های ماندولین استفاده نمودند. علت تغییر تارهای ابریشمی به سیم این بوده که رشته های ابریشمی زود به زود پاره می شد و کوک را هم نمی توانستند زیاد بالا ببرند. به جای کلفن{کلوفان} هم، ماده ای به نام "حسن لبه" که از "راتیانج" درست می شد به آرشه می مالیدند و آرشه را هم مضراب می گفتند.

    عارف در شرح حال خود می نویسد:

    " موسیقی قدیم و حتی بعضی از آلات موسیقی ایران در سایه ی بی احترامی از میان رفته است و تنها اثری از آنها در داستان ها مانده است.

    کمانچه مانده و سنتور و تار تا زود است                              به حکم شرع پرِ هر سه زود باز کنید

    کمانچه هم دارد جای خود را به ویولن می دهد و شاید عاقبتش بعد از حسین خان و باقرخان همان باشد که عاقبت دیگر افتخارات و آثار ملی "

    عارف در دنبال این مطلب از این که توجهی به حفظ آثار ملی نمی شود اظهار تاسف می کند. امیدوارم هنردوستان امروز نگذارند اندیشه های او جامه ی عمل پوشد و گذشته را جبران کنند و از حفظ و نگاهداری این هنر ملی غافل نمانندتا بعدها آیندگان را دچار تاسف نسازند.

    از کتاب : سرگذشت موسیقی ایران، روح الله خالقی(سه جلد در یک مجلد/نسخه کامل)

     

    اساتید کمانچه آموزشگاه موسیقی چکاد

  • گیتار

     

    گیتار

    گیتار از انواع سازهای زهی – زخمه ای می باشد که با پیک (مضراب) یا انگشت نواخته می‌شود و از این جهت که سیم‌های آن در اثر ارتعاش تولید صدا می‌کنند، به سازهای گروه کوردوفون  (Chordophones) یا زه صداتعلق دارد.تعداد سیم های گیتار شش عدد است . نت نویسی گیتار با کلید سل می باشد. و صدادهی آن یک اکتاو بم تر ار نت نوشته شده می باشد.جنس پرده های (FRET) ساز از فلز می باشد و تعداد آنها 19 عدد می باشد.وسعت صدای گیتار حدود سه اکتاو می باشد.

    انواع گیتار

    گیتار کلاسیک : صدای سیمها به وسیله جعبه رزونانس (کاسه ساز) ارتعاش پیدا میکند و دارای سه  سیم نایلونی و سه سیم فلزی که یکروکش ابریشمی به دور آن تنیده شده است.

    گیتار آکوستیک : صدای سیمها به وسیله جعبه رزونانس (کاسه ساز) ارتعاش پیدا میکند و از شش سیم فلزی با ضخامت های متفاوت ساخته شده است. و از نظر شکل ظاهری کمی با گیتار کلاسیک متفاوت است.

    گیتار الکتریک : صدای سیم ها از طریق کاسه رزونانس تقویت نمی شود و صدا توسط پیکاپ به شکل سیگنال الکتریکی درآمده، که بعد از طی کردن مسیرهایی در برخی ادوات الکتریکی، به وسیله آمپلی فایر تقویت می‌شود و از طریق اسپیکرهای آمپلی فایر به گوش می‌رسد.

    از نوازندگان مطرح گیتار کلاسیک می توان به فرانسیسکو تارگا (۱۸۵۲-۱۹۰۹)،و آندرس سگوویا(1893-1987) اشاره کرد.

    اساتید گیتار در آموزشگاه موسیقی چکاد

     

  • ویولن

     

    ویولن

    ویولن یک ساز زهی و آرشه‌ای است و کوچک‌ترین عضو سازهای زهی آرشه‌ای  محسوب می شود.ویولن دارای چهار سیم است که کوک آن ها از زیر به بم به ترتیب می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، سل (سیم چهارم ) می باشداصوات سیم‌های مجاور نسبت به‌یکدیگر فاصله پنجم درست تشکیل می‌دهند.ویولن از جمله سازهای بدون دستان (پرده) می باشد و به همین دلیل  قادر است تمام فواصل کروماتیک و کوچک‌تر از آن و  همچنین فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی را نیز اجرا نماید.

     ویلن حدود1550 م. با اقتباس از فیدل (کمانچه) ، ربک و (( لیردابراچیو)) ی قرون وسطی ابداع شد. جزئیات تکامل این سازکاملا روشن نیست اما ویلن های اولیه هم دارای چهارسیم، گوشی کوک در کنار دسته، جدارهای کنگره دارو شیارهای صوتی F مانند بودن و اختلاف زیادی با ویولن های امروزی نداشتند.درایتالیا از قرن شانزدهم ساختن ویولن آغاز شد و بعدها توسط استرادیواری(stradivari) گوارنری(Guarneri) وآماتی(Amati) به اوج شکوفایی خود رسید. درطول قرن هجدهم نوازندگان چیره دست و آهنگسازانی چون ویوالدی و تارتینی، گستره وسیعی به تکنیک نواختن این سازبخشیدند.

     

    ویولن درمحدوده ی سوپرانوی بخش سازهای زهی آرشه ای است و هنگام نواختن، آن را روی شانه چپ می گذارند و با سمت چپ چانه، و از قسمت پایین با بازو و دست چپ، آن را ( از گردن ساز) نگه می دارند. تمام تکنیک ها و افکت های رنگی گفته شده، در این ساز قابل اجرا هستند.

     

    کوک، محدوده صوتی و انگشت گذاری ویولن

     موسیقی برای ویولن در کلید سل نوشته می شود. اعداد رومی بالای خطوط حامل در شکل زیر، نشان دهنده سیم های ویولن هستند.

     محدوده صوتی ویولن

     محدوده کاربذد ویولن (بدون استفاده ازهارمونیک ها) ازG تا E7 است اما در موسیقی های تک نوازی یا در ارکستر مجلسی تا B یا حتی بالاتر ازآن نیز امکان پذیر است. باید توجه داشت که کنترل کوک دقیق در محدوده ی خیلی بالا در هر نوع ساز زهی مشکل است. در دوره ی کلاسیک، محدوده ویولن تا A بود. بعد از پوزیسیون هفتم، جایی که نت (لا) بالاترین نت است فضای بین انگشت ها کوچک تر می شود.

     

    انگشت گذاری ویولن

     

    انگشت گذاری برای پنج پوزیسیون اول در ویولن مطابق این نمودار است:

    توجه داشته باشید که نت G سیم دست باز تا C# فقط در یک سیم قابل دسترسی هستند. از نت D4 هر نت می تواند روی بیشتر از یک سیم نواخته شود.

    مثلا D4 را می توان با سیم دست بازیا با انگشت چهارم روی سیم G درپوزیسیون اول نواخت. همچنین می توان با انگشت سوم روی سیم G در پوزیسیون دوم، یا با انگشت دوم روی سیم G در پوزیسیون سوم و یا با انگشت اول روی سیم G در پوزیسیون پنجم نواخت.

    اگرآهنگساز یا ارکستراتور(تنظیم کننده ی اثر برای ارکستر) با انگشت گذاری سازآشنایی کامل داشته باشد، برای تولید تمبر(رنگ صوتی) خاص در اثر، انگشت گذاری را در پارتیتور مشخص می کند. تولید تمبر خاص، به این شکل است که مثلا سیم های دست باز صدای خاصی دارند و در قطعات با تمپوی سریع، ترکیب نت های سیم های دست باز و گرفته شده، صدای نا موزونی نمی دهند. اما در قطعات با تمپوی کند و تاثیرگذار، آهنگساز خواهان آن است که تمام تن ها رنگ یکسانی داشته باشند.

    نواختن روی یک سیم در ساز ویولن

    اگر آهنگساز و یا ارکستراتور نیاز داشته باشد بخشی منحصراَ روی یک سیم نواخته شود ، آن بخش باید واژه SUL به اضافه­ی نام سیم ذکر شوند. مثلا  sul D یا sul A. فرانسوی ها بیشتر ترجیح میدهند از اعداد رومی استفاده کنند و این قاعده برای تمام سازهای این خانواده صدق میکند.

    سیم سل(G) ویولن

    سیم سل ضخیم ترین و رساترین سیم از چهار سیم ویولن است و همانطور که نوازنده به پوزسیونهای بالاتر در این سیم می رود ، به علت کوتاه تر شدن ویبراسیون صدا فشرده تر می شود.

    سیم لا(A)ویولن

    ویژگی های صدای سیم لا در پوزسیون اول بسیار چشمگیر و مورد توجه است. این سیم در پوزسیونهای بالاتر شفافیت و قدرت خود را از دست میدهد. پوزسیونهای بالاتر برای قسمتهای تغزلی مناسب اند و اگر در آنها شفافیت و درخشندگی مورد نظر باشد نوازنده باید از سیم می ( E ) برای بقیه قسمت استفاده کند.

     اجرای آکوردهای چند صدایی( multiple stops) در ساز ویولن

    در کارهای ارکستری معمولا راحت ترین آکورد های دوتایی استفاده می شوند. بویژه برای افکت های آکوردی یا قطعات پرصدا. از آنجا که ارکستر سمفونیک حداقل شانزده ویولن اول و چهارده ویولن دوم دارد قسمتهایی که برای یک نوازنده نواختن آن مشکل است با divisi آسان می شوند.

    هارمونیک ها(harmonics)

     

    گاهی اوقات در یولن تنها و موسیقی مجلسی آهنگساز از نوازنده میخواهد تا هارمونیک های مصنوعی متفاوت با آنچه در بخش کل سازهای زهی بحث شد تولید کند. این روش به ندرت در کارهای ارکستر استفاده میشود زیرا تنهای تولید شده در این روش ضعیف اند. از آنجا که تولید هارمونیک های مصنوعی در بحث زیر آسانترین راه برای نواختن است این روش در پارتیتورهای ارکستری بیشتر دیده می شود.

     

     

     

     

    از نوازندگان مطرح ویولن می توان به آنتونیو ویوالدی (۱۷۴۱-۱۶۷۸) ، نیکولوپاگانینی( ۱۷۸۲- ۱۸۴۰) و یهودی منوهین(۱۹۱۶ -۱۹۹۹) اشاره کرد.

    آشنایی با استاد ویولن آموزشگاه موسیقی چکاد

نشانی: تهران (غرب)، بلوار مرزداران، ابتدای بلوار شهید سرتیپ بهرام آریافر،نبش خیابان خلیج فارس، پلاک 10، ساختمان نگین خلیج فارس،  واحد 7

تلفن : 44245641-44246229 (021)

ایمیل: info@chakadmusic.com

اینستاگرام آموزشگاه موسیقی چکاد   گوگل پلاس آموزشگاه موسیقی چکاد   کانال ویدئوهای آموزشگاه موسیقی چکاد در آپارات

 

 

logo-samandehi