آموزشگاه موسیقی

  • انتشار قطعه شعر و موسیقی " شناسنامه " به آهنگسازی استاد امیر سلطانی

    انتشار رسمی اثر شعر و موسیقی با نام شناسنامه به آهنگسازی استاد امیر سلطانی استاد پیانو و آهنگسازی در آموزشگاه موسیقی چکاد

    و شعر و دکلمه احسان افشاری شاعر و ترانه سرای خوب و موفق معاصر. این اثر را می توان از سایتهای معتبر دانلود و انتشار  موسیقی دریافت نمود.

    http:/www.ganja2music.com/ehsan-afshari-shenasnameh

  • رباب

    رباب از جمله قدیمی‌ترین سازهای زهی مضرابی(زخمه ای) ایران است که نواختن آن بیشتر در شرق و جنوب شرق کشورمان رواح دارد. ساز رباب معمولان از چوب، پوست، زه یا نخ نایلون ساخته می‌شود.


    نواختن انواع رباب در برخی نواحی ایران و دیگر کشورهای همجوار نیز متداول است. این ساز در دهه 30 و 40 شمسی در گروه‌نوازی سازهای ملی ایران مورد استفاده قرار می‌گرفته است. در گروه‌نوازی‌های شهری، رباب را به صورت افقی روی زانو می‌گذارند (مانند عود یا تار) و با مضراب می نوازند.


    رباب به صورتی که امروزه در گروه‌نوازی شهرها متداول است سازی است که غالبا از چوب گردو یا توت و چوب‌های سخت دیگر ساخته می‌شود.
    این ساز از 4 قسمت کلی، شکم، سینه، دسته و سر تشکیل شده و تعداد سیم‌های رباب 6 یا 3 سیم جفتی است.


    اجزای اصلی رباب عبارتند از:
    کاسه طنینی: شامل 2 قسمت کاسه و سینه است. کاسه تو خالی و بزرگ‌تر است و بر دهانه آن پوست قرار می گیرد. در دو طرف بالای این کاسه که به سمت سینه می رود، دو فرو رفتگی وجود دارد که باعث می شود کاسه دو قسمتی به نظر آید. در ساخت برخی رباب ها این دو فرو رفتگی کمی بالاتر، بین کاسه و سینه ایجاد شده اند.


    سینه: سینه جعبه ای است تو خالی و تقریبا مثلثی شکل، به طول تقریبی کاسه ساز که از یک طرف هم عرض کاسه در محل اتصال و از یک طرف هم عرض دسته در محل اتصال به سر پنجه است. سطح سینه با صفحه ای چوبی که تراش نازکی خورده پوشیده شده است.

    در نوع شهری رباب چون از وترهای واخوان استفاده نمی شود، گوشی های کوچک سطح جانبی آن، تزیینی به نظر می رسد و سوراخ‌های آن که برای عبور وترهای واخوان ایجاد شده اند به خاطر خروج بهتر صدا از جعبه طنینی، باز می ماند.


    دسته: دسته رباب کوتاه و ادامه چوب سینه است و به صورت هرم به سرپنجه می رسد. تعداد چهار دستان بر آن بسته می شود و غالبا تزئیناتی با استخوان در ادامه سینه است بر روی آن دیده می شود.


    سرپنجه: جعبه کوچک تو خالی، در ابتدای طول دسته و محل قرار گرفتن یک سر ِ وترهای اصلی و گوشی هاست. سر پنجه را کمی متمایل به عقب می سازند و شش گوشی به تعداد وتر های رباب (در هر طرف سه گوشی) در طرفین آن قرار دارد. اگر در انتهای سر پنجه شکل ها و حالتهای تزیینی به کار رود آن را صراحی می گویند.

     پوست: پوست روی کاسه رباب معمولا کلفت تر از سازهای مشابه است زیرا استفاده از وترهای ضخیم تر و دسته کوتاه ، فشار زیادی بر خرک و پوست وارد می کند.

    خرک: قطعه چوبی یا استخوان کوچکی از جنس شاخ به طول تقریبی 6 سانتی متر است که با دو پایه کوچک خود روی پوست ساز قرار می گیرد و وترها از درون شیارهای کم عمق آن عبور می کند. برای صدادهی بهتر ساز باید مضراب را کمی دورتر از خرک نزدیک به سینه ساز بر وترها فرود آورد.


    شیطانک: قطعه استخوان باریک و کم ارتفاعی به عرض دسته ساز است که بین دسته و سرپنجه قرار دارد و وترها برای بسته شدن به گوشی‌ها از درون شیارهای کم عمق آن عبود می‌کنند. سیم گیر: قطعه‌ای است کوچک و معمولا از فلز در انتهای بدنه کاسه نصب می شود و گره وترها به آن بسته می شود.

    وتر:رباب دارای 6 وتر اصلی است که دو به دو همصدا کوک می شوند. امروز از سیمهای گیتار برای رباب استفاده می شود ولی در گذشته از روده تابیده یا نخ ابریشم استفاده می شد.
    وسعت: معمولا وسعت صدای معمول رباب یک اکتاو و نیم است.

  • ساکسوفون

     

    ساکسوفون

    ساکسوفون به سال 1840 توسط آدولف ساکس از اهالی بروکسل از اجماع خصوصیات بادی های چوبی و بادی های برنجی اختراع شد که در واقع شکلی دوگانه بین کلارینت - ابوا و فلوت دارد.
    ساکسوفون مانند کلارینت دارای زبانه ای نی ای(از نوع ساده آن)است . ساکسوفون از جنس برنج ساخته شده که غالبا بر روی آن ورقه ای از نقره کشیده شده است و دارای لوله ای مخروطی شکل( یعنی در قسمت دهانی کم قطر حدود 2 سانتی متر و انتهای آن با قطری متجاوز از 10 سانتی متر) است.
    ساکسوفون به اندازه های مختلف ساخته شده و تحت نام هایی که به میدان صدا و بخش آنها مربوط است نامیده می شود
    مثلا ساکسفون سوپرانینو می بمل که مانند کلارینت می بمل یک سوم کوچک بالاتر، ساکسوفون سوپرانو سی بمل مانند کلارینت سی بمل یک دوم  بزرگ پایین تر، ساکسوفون آلتو می بمل مانند باست هورن می بمل یک ششم بزرگ پایین تر ساکسوفون تنور سی بمل یک نهم بزرگ پایین تر و ساکسوفون باریتون یک سیزدهم بزرگ پایین تر مورد استفاده قرار میگیرند 
    وسعت صدا در هر یک از انواع بالا حدود دو اکتاو و نیم است.

    اگر چه ساکسوفون از برنج ساخته شده است ولی به دو علت مهم در در زمره  سازهای بادی چوبی مورد بررسی قرار می گیرد.

    1. صدای این ساز به خانواده ی کلارینت نزدیک تر است تا به بقیه ی سازهای خانواده ی بادی چوبی و ضمنا می تواند پلی بین سازهای بادی چوبی و بادی برنجی باشد.
    2. این ساز به وسیله ی دهنی و یک قمیش نواخته می شود که خیلی به کلارینت شباهت دارد و ازجهت انگشت گذاری مانند فلوت و ابوا است.

    ساکسوفون، عضو ثابت ارکستر سمفونیک نیست . اگرچه بسیاری از آهنگسازان قرن نوزده و بیست از این ساز، بخصوص در بخش های سلو استفاده کرده اند. ساکسفون ها صدای کاملا متمایز و برجسته ای دارند و معمولا صدای آنها از سازهای دیگر ارکستر سمفونیک قوی تر است و احتمالا این عامل یکی از دلایل عدم استفاده از این ساز به صورت گسترده در ارکستر سمفونیک است. دلیل دیگر شاید ابتدایی بودن صدا و روش تولید این ساز در اوایل ساخت آن بوده است. البته این شرایط به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرده است و از سال 1920 نوازندگان حرفه ای این سازبا کنترل تمام محدودیتهای صوتی ساکسوفون ها آهنگسازان را متقاعد کرده اند که از این خا نواده در آثارشان استفاده کنند.

    ساکسوفون کنترباس را هم باید به لیست ساکسوفون ها اضافه کرد. صدا دهی این سازدو اکتاو و یک ششم بزرگ، یا یک اکتاو از ساکسوفون باریتون پایین تر است. در میان ساکسوفون ها، ساکسوفون باریتون با یک کلید اضافه قادر به تولید نت (لا) پایین، و ساکسوفون آلتو نیز با یک کلید اضافه قادر به تولید نت (فادیز) بالا هستند. بیشترنوازندگان ساکوفون، در منطقه پایین، مشکل نرم نواختن دارند، به خصوص در پایین ترین نت ها.

    نحوه کاربرد صدا در ساکسوفون دو گونه است:

    1. صدای جاز که نسبتا شیرین، احساسی، پر از ویبراسیون و بسیارقوی است.

    2. صدای سوفونیک و کلاسیک که ویبراسیون کمتری دارد و از نظردینامیک قابل کنترل تر است.

    آهنگسازان سمفونیک بیشتر از ساکسوفون آلتو Eb استفاده می کنند اما ساکسوفون سوپرانینو معمولا در Eb است و در F بسیار نادر است اما راول در بولرو به آن نقش عمده ای داده است. این ساز گاهی هم در ارکستر مجلسی دیده می شود.

    با وجود آنکه اهنگسازان متاخر مانند راول، دبوسی و استراوینسکی آن را وارد ارکستر کردند آما هنوز ساکسفون از سازهای اصلی ارکستر سنفونیک محسوب نمي شود.

    ساکسوفون صدای کاملا برجسته و متمایزی دارد و صدای آن معمولا از سازهای دیگر ارکستر سمفونیک قوی تر است.
    نام ساز،از روی اسم سازنده آن آدولف ساکس گرفته شده است.

  • فاگوت

     

    فاگوت

    فاگوت ( باسون) یک ساز دمیدنی باس است که در طول قرن هفده با اقتباس از کورتال (Curtal) ساخته شد. این ساز متشکل از دو لوله است که به موازات هم امتداد می یابند و در انتها با لوله ایی به فرم U به یکدیگر متصل میشوند. فاگوتهای قدیمی فقط دو کلید داشتند اما در قرن نوزدهم سازندگان آلمانی سیستم های مختلف کلید را روی آنآزمایش کردند که موفق ترین آنها سیستم هکل (Heckel) است. فاگوت مانند ابوا دارای دو قمیش است و ساز باس بخش بادی های چوبی محسوب می شود. قمیش بر روی فلزی خمیده ای به نام Crook  یا Bocal نصب شده است و کوک ساز را با کشیدن این لوله به طرف بیرون یا بردن آن به داخل تنظیم می کنند. اگر فاگوت به خاطر داشتن دو قمیش و شکل مخروطی اش مانند ابوا است اما صدای آن کمتر تو دماغی است. فاگوت مانند ابواقادر به نواختن ملودی های تغزلی بسیار زیبا است و به صورت برجسته ای نیز توانایی نواختنپاساژهای استاکاتو را دارد.

    فاگوت به عنوان ساز سلودر تمام مناطق بسیار خوب است اما وقتی به عنوان ساز همراهی استفاده می شود صدای آن، به خصوص در مناطق بالا معمولا به وسیله سازهای دیگر پوشیده می شود. در مناطق بم، این ساز، باس بسیار قوی و خوبی برای گروه بادی های چوبی است و برای دوبل شدن با ویولن سل ها و سازهای باس نیز بسیار خوب است. در ترکیب با ویولن سل ها صدای ویولن سل ها غالب است اما با افزایش تعداد فاگوت به دو یا بیشتر می توان صدای فاگوت ها را تقویت کرد.

    فاگوت به عنوان یک ساز چابک برای قسمت های سولو در ارکستر، از دوران باروک مورد علاقه و توجه آهنگسازان بوده است. بسیاری از آهنگسازان در قطعات طنزآلود، پاساژهای استاکاتو برای این ساز نوشته اند.

    درنوشتن دینامیک ها برای این ساز باید بسیار احتیاط کرد. نواختن pp برای پایین ترین نت ها ( حدودا پنجم درست اول ساز) و بالاترین نت ها ( بالاترین پنجم درست) بسیار است. وقتی فاگوت سولو همراهی می شود دینامیک ساز همراهی کننده نباید صدای فاگوت را تحت تاثیر قرار دهد.

    تولید آوا و زبان زدن

    تکیه تک زبانی در سرعت های قابل ملاحظه نیز در فاگوت قابل اجرا است ولی تکیه ی دو زبانی یا سه زبانی به ندرت و جود دارند اگرچه بعضی نوازندگان قادر به اجرای این تکنیک ها نیز هستند اجرای لگاتوهای بالا رونده در این ساز با سرعت زیاد آسان است. پرش های بزرگ نیزحتی در بالاترین مناطق آسان اند اما به دلیل ساختمان ساز، پرش های رو به پایین دشوار هستند.

    تریل و ترمولو

    تریل های فاگوت بسیار تاثیرگذار هستند و به دلیل انگشت گذاری دشوار، از تریل های زیر باید دوری کرد:

     ترمولو در این ساز رایج نیست واگر هم نوشته شود نباید از فاصله ی چهارم درست بیشتر باشد.

    درارکسترهای متوسط تعداد فاگوت ها مانند دیگر اعضای بادی های چوبی دو عدد است اما باگسترش و افزایش تعداد سازها این تعداد می تواند به سه یا چهار نیز افزایش پیدا کند.

  • کنترباس

     

    کنترباس

    بزرگترین و بم ترین عضو گروه سازهای آرشه ای است.در قسمت بالای بدنه، جدار خارجی مانند سه ساز دیگرخانواده ویولن گرد نیست، بلکه با انحنایی عکس انحنای آنها، کم وبیش درجهت مماس شدن با دسته پیش می رود.

    سطح سازدرعقب نیز- برخلاف سه ساز دیگر- گرده ماهی نبوده، بلکه صاف است.

    اختلاف دیگر این ساز درآن است که امروزه سیم های کنترباس به فاصله چهارم کوک می شود، به این ترتیب:

     نکته دیگراین است که در این سازاصوات عملا یک اکتاوبم تر ازنتی که برای آن مینویسند صدا می دهد، به این ترتیب، اصوات عملی سیم های چهارگانه بالا چنین است: E, A, D, G برخی از کنترباس ها دارای پنج سیم هستند، دو سیم (4و5) دراین نو کنترباس، به فاصله سوم کوک میشود.

    برخی دیگردراین ساز، چهارسیمه با همان کوک یاد شده در بالا است، ولی سیم بم (می) به یاری دستگاه مکانیکی که درسازتعبیه شده، می تواند تا فاصله سوم بزرگ (نت (( دو)) ) بم تر می شود و دوباره به کمک همان دستگاه نت ((می)) را بشنواند.

    در قرن نوزدهم  کمی قبل ار آن، کنتر باس ها دارای سه سیم بوده اند.

    کنترباس ساز باس گروه سازهای زهی آرشه ای است. محدوده ای که در ارکستراز این ساز استفاده می شود، از E2تا B4است که یک اکتا و بم تر صدا می دهد. در قسمت های سولونت های بالاتربا استفاده ازهارمونیک های طبیعی تولید میشوند. کنترباس روی یک پایه قابل تنظیم استوار است. نوازنده به طور ایستاده یا نشسته( روی یک صندلی بلند) ساز را با بدن وزانوی سمت چپ نگه می دارد و آن را می نوازد. تقریبا تمام نوازنده های کنتر باس ازساز بزرگ استفاده می کنند ولی بعضی نوازنده های سولومدلهای کوچکتر راترجیح می دهند که قابل انعطاف ترند ونواختن آنها آسان تراست. البته مدلهای کوچکترکیفیت صداهای واقعی کنترباس را ندارند.

    در مقایسه با سازهای دیگر خانواده ویولن، دو تفاوت جزیی در ساختارکنترباس وجود دارند. شانه های این ساز، شیب دارهستند و ته خمیده، و به دلیل ضخامن سیم ها برای کوک کردن ساز، از چرخ دنده دار درجعبه ی گوشی ها استفاده می شود. یک کنترباس تنها، به رغم اندازه ی نسبتا بزرگش، صدای نسبتا کمی دارد.

    سولوهای کنترباس معمولا ضعیف و دور صدا می دهند، مانند شروعموومان دوم سمفونی شماره یک مالر، برعکس، یک گروه یا بخشی از باس ها، مثل تریوی موومان سوم سمفونی شماره ی پنج بتهون می توانند خوب و رسا صدا دهند.

    به دلیل ضخامت وسنگینی سیم ها، کنترباس از سازهای زهی دیگر کندتر است. این موضوع باید هنگام دوبل کردن کنترباس با ویلنسل ها در قطعات سریع در نظر گرفته شود. بعضی قسمتهای قطعه ی بتهون برای قسمت باس صدای مبهمی دارند، به ویژه وقتی با ارکسترهای بزرگ تر امروزی نواخته میشوند.

    به دلیل ضخامت بلندی سیم های کنترباس حتی فواصل کوچک نیز نسبت به هم فضای وسیعی دارند، مثلا در پوزیسیونهای پایین تر(بم تر) انگشت اول تا چهارم، فاصله دوم بزرگ را در بر می گیرند. در کنترباس انگشت سوم به تنهایی تا پوزیسون پنجم استفاده نمی شود اما با انگشت چهارم روی ساز قرار می گیرد. بنا براین از پوزیسیون های اول تا پنجم فقط انگشتهای اول، دوم و چهارم استفاده می شوند. فقط در پوزیسیون ششم گاهی انگشت سوم، و بعد از پوزیسون هفتم انگشت شست نیزبه کار گرفته می شوند.

    نکته مهمی که باید در نظر گرفته شوداین است که حرکت به سمت محدوده های بالاترروی کنترباس، با فواصل کوچک و پرش های کوچک، بهتر انجام می شود. از انجا که نوازنده باید دست چپش را مستقرکند، به خاطر ضخامت زیاد سیم در محدوده های بالاتر با مشکل روبهرو می شود. البته استفاده از این محدوده بالاتردر موسیقی ارکستری وقتی آهنگسازبداند چطور صدای مورد نظر را از نوازنده بخواهد، بسیارموثرخواهد بود.

    استفاده ازکنترباس در گذشته

     در دوره باروک و کلاسیک، تا زمان بتهون، در بسیاری از کارهای آهنگسازان، کنترباس با ویلنسل دوبل می شد.بخش های مستقل باس، بجزبعضی پارتیتورهای اپرا،در این دوره به ندرت در کارهای ارکستری یافت می شوند.

    وقتی آهنگسازان خط های باس کمرنگ تر می خواستند، در بخش های ویلنسل عبارت senza basso ووقتی می خواستند دوباره کنترباس بنوازد عبارت+basso  را می نوشتند.

     

    آکوردهای چند صدایی

    استفده ازاکوردهای دو، سه و یا چهارصدایی برای کنترباس خطرناک است و درکارهای ارکسترال باید از انها دوری کرد، مگر اینکه یک یا دو نت نورد نظردست باز باشند. در پوزیسیونهای بالاتر، به دلیل نزدیک بودن نت ها، توقف های دوبل امکان پذیراست، اگرچه دستورdivisi برای آسان تر کردن این توقف ها باید به کار گرفته شود. به رغم استثناهای زیاد، برای تولید آکوردهای دو صدایی ( نه در سیم دست باز) باید با احتیاط برخورد شود، مگر اینکه تاثیرات ویژه مد نظر باشند.

     

     

  • ویولنسل

     

     

    ویلنسل یا ویولنسل(به فرانسوی: Violoncelle) یا چلو (به انگلیسی: Cello)

     سازی زهی و آرشه‌ای از خانواده ویولن است. صدای   ویلنسل در منطقهٔ میانیِ سازهای این خانواده قرار دارد. ویلنسل از ویولن و ویولا (ویلون آلتو)بزرگ‌تر است.

    ویلنسل، هم صدای تنورهم صدای باس خانواده زهی های آرشه ای است. برخلاف ویلن و ویولا که برسمت چپ شانه نوازنده قرار میگیرند و با چانه نگهداری می شوند، ویلنسل به  خاطر اندازه بزرگ آن، بین زانوها قرار می گیرد و با یک پایه که به انتهای ساز وصل است روی زمین تکیه داده می شود. دسته ویلنسل بالای شانه چپ نوازنده قرار می گیرد و نوازنده در حالت نشسته این ساز را می نوازد.

    استفاده از این ساز در تک‌نوازی‌ها (سلو)، در گروه‌نوازی‌ها، از جمله در ارکسترهای مجلسی و ارکسترهای سمفونیک متداول است. این ساز عضو ثابت در ارکسترها به صورت استاندارد می‌باشد که در بخش باسِ زهی‌ها قرار می‌گیرد. همچنین، در بیشتر آنسامبل‌های دیگر نیز حضور دارد. کنسرتوها و سونات‌های فراوان برای ویلنسل نوشته شده‌است.

    کوک سیم‌های این ساز به‌ترتیب از زیر به بم عبارت است از: لا (سیم اول)، رِ (سیم دوم)، سُل (سیم سوم)، دو (سیم چهارم) سیم‌های ویلنسل نسبت به سیم‌های ویولا یک اکتاو بم‌تر کوک می‌شوند.

    نت ویلنسل را به دلیل گسترهٔ صوتی وسیعش با کلیدِ فا خط چهارم (اصوات منطقهٔ بم این ساز)، کلید دو خط چهارم (اصوات منطقهٔ میانیِ این ساز) و کلید سُل (اصوات منطقهٔ زیر این ساز) می‌نویسند.

    به دلیل بزرگ تر بودن اندازه ویلنسل نسبت به ویلن و ویولا، انگشت گذاری در این سازمتفاوت است.

    انگشت گذاری

    در پوزیسیون اول ویلنسل ، محدوده معمولی بین انگشت اول و چهارم، یک سوم است و انگشت دوم فقط فواصل نیم پرده ای را اجرا می کند. هر چه دست به طرف پوزیشن های بالاترحرکت می کند فاصله فیزیکی بین فواصل کاهش میابد و همه چهار انگشت معمولا به کار گرفته می شوند. به دلیل رها بودن دست چپ نوازنده ویلنسل از فشار نگهداری ساز، او می تواند در پوزیسیون های بالاتر، از انگشت شصت استفاده کند. 

    کیفیت تن ها

    سیم ر(D ) در ویلنسل  بسیار گیرا است و کیفیت گرم وتغزلیدارد و سیم لا(A ) درخشنده ترین سیم و بسیار نافذ است. سیم دو(C ) که پایین ترین سیم است، به خاطر وزن و ضخامتش رسا ترین باس را دارد. ویلنسل تکنیک های ممکن درویولن یا ویولا را می تواند اجرا کند.

     

نشانی: تهران (غرب)، بلوار مرزداران، ابتدای بلوار شهید سرتیپ بهرام آریافر،نبش خیابان خلیج فارس، پلاک 10، ساختمان نگین خلیج فارس،  واحد 7

تلفن : 44245641-44246229 (021)

ایمیل: info@chakadmusic.com

اینستاگرام آموزشگاه موسیقی چکاد   کانال تلگرام آموزشگاه موسیقی چکاد  گوگل پلاس آموزشگاه موسیقی چکاد   کانال ویدئوهای آموزشگاه موسیقی چکاد در آپارات

 

 

logo-samandehi