نغمه و صدا در موسیقی

همه می دانیم که موسیقی، پیش از هرچیز، از صوت یا صدا ساخته می شود. به عبارت دیگر، بدون صدا هیچ نوع موسیقی ای وجود نخواهد داشت. بنابراین، قبل از هرچیز، صدا و مسایل مربوط به آن تعریف می شود.

 صدا در موسیقی

صدا از ارتعاش اجسام به وجود می آید. هنگامی که جسمی مرتعش می شود هوای اطراف خود را نیز به ارتعاش در می آورد. به این ترتیب، صدایی تولید می کند که توسط همین هوا منتقل می شود و به گوش ما می رسد. تماس هوا با اجسام هم (مثل وزش باد در میان سیم های برق) آنها را به ارتعاش در می آورد و ایجاد صدا می کند.

توجه: بدون هوا یا هر سیال دیگری (گاز یا مایع) صدایی وجود نخواهد داشت. اگر جسمی در خلاء مرتعش شود صدایی تولید نمی کند. جسمی که مرتعش می شود و صدا تولید می کند می تواند مایع،گاز یا جامد باشد. این جسم مرتعش را منبع صوت می نامند. بعضی صداها دارای ارتعاش منظمی هستند. یعنی کاملا معلوم است اجسامی که این صداها را به وجودمی اورند در یک ثانیه چند بار نوسان می کنند، مثل صدای تار، پیانو، نی، کمانچه و مانند آنها.

فرکانس یا بسامد در موسیقی

تعداد ارتعاشات یک جسم در ثانیه را فرکانس یا بسامد می نامند که واحد سنجش آن  هرتزاست.

  • تجربه کنیم: یک کوکه (دیاپازون) شاخه ای را به ارتعاش درآورید(از نوع کوکه هایی که صدای (لا)ی میان خط دوم در کلید سل را تولید می کنند).این کوکه هنگام برخورد با یک جسم 440 بار در ثانیه نوسان می کند(یعنی فرکانس آن 440هرتزاست) که همان فرکانس یا بسامد نت (لا) است. ارتعاشات شاخه های این کوکه به قدری سریع و ریزاست که به سختی دیده می شوند.

بعضی صداها دارای ارتعاش منظمی نیستند. یعنی معلوم نیست اجسامی که این صداها را به وجود آورده اند چند بار در ثانیه نوسان می کنند، مثل صدای قاشقک، شکستن شیشه و مانند آنها.

صدا، علاوه بر بسامد، مشخصات دیگری نیز دارد که عبارتند از: شدت، کشش و رنگ یا طنین. شدت صدا کیفیتی است که صدای قوی را از صدای ضعیف متمایز می کند. کشش (یا دیرند) کیفیتی است که صدای طولانی را از صدای کوتاه متمایز می کند و رنگ یا طنین کیفیتی است که صداهای تولید شده از منابع صوتی مختلف (مثلا تار یا کمانچه یا پیانو) را از هم متمایز می کند.

نغمه در موسیقی 

نغمه در لغت به معنای آوا، آواز و نوا است. در ادبیات به معنای سرود وآهنگ نیز به کار رفته است. اما در رسالات موسیقی معناهای متفاوتی دارد که رایج ترین آنها صدایی است که دارای بسامد مشخص و ثابتی باشد.

امروزه تقریبا در همه جای دنیا از شیوه نغمه نگاری اروپایی برای ثبت موسیقی استفاده می شود. اما شیوه های دیگری  هم نزد اقوام و ملل مختلف وجود دارد. مثلا چینی ها، هندی ها، و تبتی ها به شیوه های خاص خود نغمه نگاری می کنند.

در ایران قدیم، یکی از روشهای دانشمندان موسیقی شناس برای نغمه نگاری استفاده از حروف ابجد بوده است. این حروف همان حروف الفبای فارسی است که به ترتیب خاصی به دنبال هم می آیند:        ا ب ج د (اَبجَد) ، ه و ز(هَوَّز)، ح ط ی (حُطّی)، ک ل م ن (کَلَمَن)، س ع ف ص (سَعَفَص)، ق ر ش ت (قَرَشَت) ، ث خ ذ (ثَخِذَ)، ض ظ غ (ضَظِغَ).

زیر و بمی نغمه: وقتی بسامد یک نغمه از بسامد نغمه ی دیگر بیشتر باشد نغمه ی اول زیرتر از نغمه ی دوم است. مثلا فرض کنید جسمی 440 بار در ثانیه ارتعاش کند و جسمی دیگر 220 بار در ثانیه. در این صورت، صدایی که جسم اول تولید می کند زیرتر از صدای تولید شده توسط جسم دوم است.

مثال: اگر تسمه ای را با سرعت های مختلف در هوا بچرخانند، وقتی سرعت چرخاندن تسمه زیاد می شود صدا نیز زیرتر می شود.

تذکر: در فیزیک و تئوری موسیقی غرب، به جای اصطلاحات زیر وبم، از اصطلاحات بالا و پایین استفاده می شود. یعنی نغمه ای را که بسامد آن زیاد است بالا می نامند و نغمه ای را که بسامد آن کم است پایین می نامند. در این کتاب نیز از این دو اصطلاح درکنار اصطلاحات (زیر) و (بم) استفاده شده و لازم است هنرجو با هر دو آنها آشنا شود.

آیا توجه کرده اید نحوه ی نام گذاری اول (زیر و بم) درست عکس نحوه ی نام گذاری دوم (بالا و پایین) است؟ در اولی که به صدایی که بسامد زیادی داشته باشد زیر می گوییم و در دومی همین صدا را بالا می نامیم. می دانید که (زیر) در فارسی به معنای (پایین) ودرست عکسِ (بالا) است. در عین حال (بم) نیز در فارسی به معنای بالا است و در نتیجه درست عکس پایین در نام گذاری دوم است.

نباید تصور کرد که یکی از این نام گذاری ها (درست) ودیگری (غلط) است. فرنگ های مختلف تصورهای مختلفی از کیفیت صداها دارند که می توانند گاهی درست عکس یکدیگر باشند. علت این نام گذاری ها چیست؟  نمی توان پاسخ دقیقی به این پرسش داد. ولی در مورد ایرانی ها می توان تصور کرد که زیر یا بم دانستن صداها،  به ساختمان عود که مهم ترین سازموسیقی ما بوده ارتباط داشته است. در عود (و سازهای مشابه آن) صدای سیم های پایین بسامد بیشتری نسبت به صدای سیم های بالا دارند. به همین دلیل، بسامد بیشتر با مفهوم (پایین) یا (زیر) مترادف شده است و بسامد کمتر با مفهوم (بالا) یا (بم). اصطلاحات (پایین دسته) و (بالا دسته) در سازمانهایی مثل تار و سه تار نیز با این مفاهیم سازگاری دارند. در اروپا هنگامی که نت نویسی به شیوه ی تازه ابداع شد فقط یک خط حامل وجود داشت. احتمالا چون نت های با بسامد بیشتر را بالای خط حامل مد نوشته اند و نت های با بسامد کمتر را پایین خط حامل، از همان ابتدا مفاهیم (بالا) و (پایین) به ترتیب با بسامدهای بیشتر و کمتر منطبق شده است.

نکته: در گفت و گوهای عادی میان مردم اصطلاحات دیگری نیز برای زیر و بمی صداها به کار می رود. مثلا صدای زیر را نازک و صدای بم را کلفت می گویند.

در رساله های قدیمی موسیقی ایرانی نیز از اصطلاحات (حِدَّت) و( ثِقل) یا (تیزی) و (گرانی) برای زیری و بمی استفاده شده است. (حِدَّت) و (تیزی) معادل (زیری) و (ثِقل) و (گرانی) برای زیری و بمی استفاده شده است. (حِدَّت) و( تیزی) معادل (زیری) و (ثِقل) و گرانی) (سنگینی) معادل (بمی) است.

محدوده شنوایی طبیعی انسان: انسان نمی تواند همه ی صداهای موجود در طبیعت را بشنود. اگربسامد صدایی کمتر از 16 هرتز یا بیشتر از 20000 هرتزباشد گوش انسان قادر به شنیدن آن نخواهد بود. بنابراین، محدود شنوایی طبیعی انسان از بسامد 16 هرتز تا 20000 هرتز است. البته همه صداهایی که گوش انسان قادر به شنیدن آنها است در موسیقی کاربرد ندارند.صداهایی که به طور کلی در موسیقی های مختلف به کار می روند بسامدشان بین 16 تا 7000 است.

 

نشانی: تهران (غرب)، بلوار مرزداران، ابتدای بلوار شهید سرتیپ بهرام آریافر،نبش خیابان خلیج فارس، پلاک 10، ساختمان نگین خلیج فارس،  واحد 7

تلفن : 44245641-44246229 (021)

ایمیل: info@chakadmusic.com

اینستاگرام آموزشگاه موسیقی چکاد   گوگل پلاس آموزشگاه موسیقی چکاد   کانال ویدئوهای آموزشگاه موسیقی چکاد در آپارات

 

 

logo-samandehi